دوشنبه 2 بهمن 1396

خرید اینترنتی لباس

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

 
نمکستان
خانه » داستان های شیوانا » داستان های شیوانا مقصر خودتی

داستان های شیوانا مقصر خودتی

داستان های شیوانا مقصر خودتی

داستان های شیوانا مقصر خودتی

مردي جوان نزد شيوانا آمد و به او گفت كه از همسرش به خاطر شيطنت هايش راضي نيست!

و مي خواهد از او جدا شود و همسر ديگري اختيار كند!

چرا كه او افسر گارد امپراتور است و بايد همسر و فرزندانش وقار خاصي داشته باشند

اما همسر جوانش بي پروا و جسور است و در مقابل خانواده هاي افسران ديگر ، سبك رفتار مي كند.

شيوانا تبسمي كرد و گفت :  آيا او قبلا هم چنين بوده است!؟

مرد جوان پاسخ داد : ” نه به اين اندازه ! شدت شيطنتش در منزل من بيشتر شده است!”

شيوانا گفت :

بي فايده است تو با هر زن ديگر هم كه ازدواج كني مدتي بعد رفتار و حركات و سكنات همين زن اول تو به همسر بعدي ات سرايت مي كند!

چرا كه اين تو هستي كه رگ شيطنت را در رفتار همسرت تقويت مي كني!

مرد جوان با تعجب پرسيد:

يعني مي گوئيد نفر بعد هم چنين خواهد شد!؟

شيوانا سري تكان داد و گفت: آري !

در وجود همه انسان ها رگه هاي شيطنت و پاكدامني و وقار و سبك مغزي وجود دارد

اين همراهان هستند كه تعيين مي كنند كدام رگه تحريك و فعال شود

حتما بخوانید :   داستان کوتاه زخم زبان / داستان های شیوانا استاد معرفت

تو هر همسري اختيار كني همين رگه را در او فعال خواهي كرد

چرا كه تو چنين مي پسندي ! تو ارزش ها و خواسته هاي خود را تغيير بده همسرت نيز چنان خواهد شد

آنگاه شيوانا تبسمي كرد و از افسر جوان پرسيد:

و مگر نه اينكه تو همسرت را قبل از ازدواج به خاطر همين جسارت و بي پروايي اش پسنديدي و شيفته اش شدي!؟

افسر جوان با تبسمي كمرنگ سرش را از شرم به زير انداخت و ديگر هيچ نگفت

داستان های شیوانا مقصر خودتی

<