شنبه 4 آذر 1396

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

خانه » داستان کوتاه » داستان کوتاه و زیبا عشق چیست

داستان کوتاه و زیبا عشق چیست

داستان کوتاه و زیبا عشق چیست

داستان کوتاه و زیبا عشق چیست

دختری کنجکاو می پرسید : ایها الناس عشق یعنی چه؟

دختری گفت : اولش رویا آخرش بازی است و بازیچه

مادرش گفت : عشق یعنی رنج پینه و زخم و تاول کف دست

پدرش گفت : بچه ساکت باش بی ادب! این به تو نیامده است

رهروی گفت : کوچه ای بن بست

سالکی گفت : راه پر خم و پیچ

در کلاس سخن معلم گفت : عین و شین است و قاف، دیگر هیچ

دلبری گفت : شوخی لوسی است

تاجری گفت : عشق کیلو چند؟

مفلسی گفت : عشق پر کردن شکم خالی زن و فرزند

شاعری گفت : یک کمی احساس مثل احساس گل به پروانه

عاشقی گفت : خانمان سوز است بار سنگین عشق بر شانه

جاهلی گفت : عشق را عشق است

پهلوان گفت : جنگ آهن و مشت

رهگذر گفت : طبل تو خالی است یعنی آهنگ آن ز دور خوش است

دیگری گفت : از آن بپرهیزید یعنی از دور کن بر آتش دست

چون که بالا گرفت بحث و جدل توی آن قیل و قال من دیدم

طفل معصوم با خودش می گفت : من فقط یک سوال پرسیدم!

داستان کوتاه و زیبا عشق چیست