جمعه 24 آذر 1396

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات
خانه » داستان کوتاه » داستان جالب و قشنگ پاسخ دکتر حسابی

داستان جالب و قشنگ پاسخ دکتر حسابی

داستان جالب و قشنگ پاسخ دکتر حسابی

داستان جالب و قشنگ پاسخ دکتر حسابی

یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت :

شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید

من که نمی خواهم موشک هوا کنم فقط می خواهم در روستایمان معلم شوم و به بچه های زادگاهم خدمت کنم !

دکتر حسابی جواب داد :

تو اگر نخواهی موشک هواکنی

و فقط بخواهی معلم شوی قبول

تا اینجا هیچ مشکلی وجود ندارد

ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستای زادگاهت نخواهد موشک هوا کند !!!

داستان جالب و قشنگ پاسخ دکتر حسابی

حتما بخوانید :   داستان کوتاه زن و مرد از نگاه ریاضی