جمعه 24 آذر 1396

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات
خانه » اشعار حافظ » شعر حافظ به نام ساقیا برخیز و درده جام را

شعر حافظ به نام ساقیا برخیز و درده جام را

شعر حافظ به نام ساقیا برخیز و درده جام را

شعر حافظ به نام ساقیا برخیز و درده جام را

ساقیا برخیز و درده جام را

خاک بر سر کن غم ایام را

ساغر می بر کفم نه تا ز بر

برکشم این دلق ازرق فام را

گر چه بدنامیست نزد عاقلان

ما نمی‌خواهیم ننگ و نام را

باده درده چند از این باد غرور

خاک بر سر نفس نافرجام را

دود آه سینهٔ نالان من

سوخت این افسردگان خام را

محرم راز دل شیدای خود

کس نمی‌بینم ز خاص و عام را

با دلارامی مرا خاطر خوش است

کز دلم یک باره برد آرام را

ننگرد دیگر به سرو اندر چمن

هر که دید آن سرو سیم اندام را

صبر کن حافظ به سختی روز و شب

عاقبت روزی بیابی کام را

شعر حافظ به نام ساقیا برخیز و درده جام را

حتما بخوانید :   باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است