چهارشنبه 2 خرداد 1397

تبلیغات

خانه » اشعار حافظ (صفحه 3)

اشعار حافظ

حافظ به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست

شعر حافظ ساقیا آمدن عید مبارک بادت

اشعار حافظ به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست که مونس دم صبحم دعای دولت توست سرشک من که ز طوفان نوح دست برد ز لوح سینه نیارست نقش مهر تو شست بکن معامله‌ای وین دل شکسته بخر که با شکستگی ارزد به صد هزار درست زبان مور به...

ادامه مطلب »

حافظ ما را ز خیال تو چه پروای شراب است

حافظ ما را ز خیال تو چه پروای شراب است

حافظ ما را ز خیال تو چه پروای شراب است ما را ز خیال تو چه پروای شراب است خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است گر خمر بهشت است بریزید که بی دوست هر شربت عذبم که دهی عین عذاب است افسوس که شد دلبر و در دیده گریان تحریر خیال خط او نقش بر آب است...

ادامه مطلب »

شعر زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست

شعر زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست از حافظ شیرازی

شعر زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست از حافظ شیرازی زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست راه هزار چاره گر از چار سو ببست تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان بگشود نافه‌ای و در آرزو ببست شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو ابرو نمود و جلوه گری کرد و رو ببست ساقی...

ادامه مطلب »

شعر آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است

شعر آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است

شعر آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است از حافظ آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است یا رب این تأثیر دولت در کدامین کوکب است تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد هر دلی از حلقه‌ای در ذکر یارب یارب است کشته چاه زنخدان توام کز هر طرف صد هزارش گردن جان زیر طوق...

ادامه مطلب »

حافظ خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست

حافظ خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست

حافظ خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست گشاد کار من اندر کرشمه‌های تو بست مرا و سرو چمن را به خاک راه نشاند زمانه تا قصب نرگس قبای تو بست ز کار ما و دل غنچه صد گره بگشود نسیم گل چو دل اندر پی هوای تو بست

ادامه مطلب »

شعر بیا که قصر امل سخت سست بنیادست

شعر بیا که قصر امل سخت سست بنیادست

شعر بیا که قصر امل سخت سست بنیادست از حافظ شیرازی بیا که قصر امل سخت سست بنیادست بیار باده که بنیاد عمر بر بادست غلام همت آنم که زیر چرخ کبود ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب سروش عالم غیبم چه مژده‌ها دادست که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین...

ادامه مطلب »

حافظ خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است

حافظ خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است

حافظ خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است جانا به حاجتی که تو را هست با خدا کآخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است ای پادشاه حسن خدا را بسوختیم

ادامه مطلب »

شعر حافظ برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست

شعر حافظ برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست

شعر حافظ برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست میان او که خدا آفریده است از هیچ دقیقه‌ایست که هیچ آفریده نگشادست به کام تا نرساند مرا لبش چون نای نصیحت همه عالم به گوش من بادست

ادامه مطلب »

شعر تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست

شعر حافظ تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست

شعر تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست دل سودازده از غصه دو نیم افتادست چشم جادوی تو خود عین سواد سحر است لیکن این هست که این نسخه سقیم افتادست در خم زلف تو آن خال سیه دانی چیست نقطه دوده که در حلقه جیم افتادست

ادامه مطلب »

حافظ در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست

حافظ در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست مست از می و میخواران از نرگس مستش مست در نعل سمند او شکل مه نو پیدا وز قد بلند او بالای صنوبر پست آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون...

ادامه مطلب »

حافظ زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست

حافظ زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست حافظ زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست سر فرا گوش من...

ادامه مطلب »

حافظ شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست

حافظ شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست اشعار حافظ شیرازی اشعار با معنی و عاشقانه شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست صلای سرخوشی ای صوفیان باده پرست اساس توبه که در محکمی چو سنگ نمود ببین که جام زجاجی چه طرفه‌اش بشکست حافظ شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست اشعار حافظ شیرازی اشعار با...

ادامه مطلب »

حافظ مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست

حافظ مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست که به پیمانه کشی شهره شدم روز الست من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق چارتکبیر زدم یک سره بر هر چه که هست حافظ مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست می بده تا دهمت آگهی...

ادامه مطلب »
مراسم عروسی