جمعه 24 آذر 1396

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

خانه » اشعار فروغ فرخزاد

اشعار فروغ فرخزاد

شعر زیبای پرواز را بخاطر بسپار پرنده مردنی ست از فروغ فرخزاد

پرواز را بخاطر بسپار پرنده مردنی ست,شعر پرنده مردنی ست فروغ فرخزاد

شعر زیبای پرواز را بخاطر بسپار پرنده مردنی ست از فروغ فرخزاد برای این مطلب از سایت تفریحی نمکستان شعر زیبا و پر از احساس پرنده مردنی است را از فروغ فرخزاد آماده کرده ایم که در ادامه می توانید این شعر زیبا را مشاهده نمایید. دلم گرفته است دلم گرفته است به ایوان میروم و انگشتانم را بر پوست...

ادامه مطلب »

شعر فروغ فرخزاد گذران Forough Farrokhzad

شعر فروغ فرخزاد گذران Forough Farrokhzad

شعر فروغ فرخزاد گذران Forough Farrokhzad تا به کی باید رفت از دیاری به دیاری دیگر نتوانم، نتوانم جستن هر زمان عشقی و یاری دیگر شعر فروغ فرخزاد گذران Forough Farrokhzad کاش ما آن دو پرستو بودیم که همه عمر سفر می کردیم از بهاری به بهار دیگر آه ، اکنون دیریست که فرو ریخته در من ، گوئی تیره...

ادامه مطلب »

شعر شنیدنی فروغ فرخزاد به نام روی خاک

شعر شنیدنی فروغ فرخزاد به نام روی خاک

شعر شنیدنی فروغ فرخزاد به نام روی خاک هرگز آرزو نکرده ام یک ستاره در سراب آسمان شوم یا چو روح برگزیدگان همنشین خامش فرشتگان شوم هرگز از زمین جدا نبود ه ام با ستاره آشنا نبوده ام روی خاک ایستاده ام با تنم که مثل ساقهء گیاه باد و آفتاب و آب را می مکد که زندگی کند بارور...

ادامه مطلب »

شعر زیبای فروغ فرخزاد به نام آفتاب می شود

شعر زیبای فروغ فرخزاد به نام آفتاب می شود

شعر زیبای فروغ فرخزاد به نام آفتاب می شود نگاه کن که غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب می شود چگونه سایهء سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می شود نگاه کن تمام هستیم خراب می شود شراره ای مرا به کام می کشد مرا به اوج می برد مرا به دام می کشد نگاه کن تمام آسمان من...

ادامه مطلب »

شعر فروغ فرخزاد به نام سفر

شعر فروغ فرخزاد به نام سفر

شعر فروغ فرخزاد به نام سفر همه شب با دلم کسی می گوید سخت آشفته ای زدیدارش صبحدم با ستارگان سپید می رود، می رود، نگهدارش من به بوی تو رفته از دنیا بی خبر از فریب فرداها روی مژگان نازکم می ریخت چشم های تو چون غبار طلا تنم از حس  دست های تو داغ گیسویم در تنفس تو...

ادامه مطلب »

شعر فروغ فرخزاد یاد ما را با خود خواهد برد

شعر فروغ فرخزاد یاد ما را با خود خواهد برد

شعر فروغ فرخزاد یاد ما را با خود خواهد برد در شب کوچک من ، افسوس باد با برگ درختان میعادی دارد در شب کوچک من دلهرهء ویرانیست گوش کن وزش ظلمت را می شنوی ؟ من غریبانه به این خوشبختی می نگرم من به نومیدی خود معتادم گوش کن وزش ظلمت را می شنوی ؟ در شب اکنون چیزی...

ادامه مطلب »

شعر زیبا و شنیدنی غزل از فروغ فرخزاد

شعر زیبا و شنیدنی غزل از فروغ فرخزاد

شعر زیبا و شنیدنی غزل از فروغ فرخزاد «امشب به قصهء دل من گوش می کنی» «فردا مرا چو قصه فراموش می کنی» ه.ا.سایه چون سنگها صدای مرا گوش می کنی سنگی و ناشنیده فراموش می کنی رگبار نوبهاری و خواب دریچه را از ضربه های وسوسه مغشوش می کنی دست مرا که ساقهء سبز نوازش است با برگ های...

ادامه مطلب »

شعر قشنگ و پر احساس فروغ فرخزاد به نام بر او ببخشایید

شعر قشنگ و پر احساس فروغ فرخزاد به نام بر او ببخشایید

شعر قشنگ و پر احساس فروغ فرخزاد به نام بر او ببخشایید بر او ببخشائید بر او که گاهگاه پیوند دردناک وجودش را با آب های راکد و حفره های خالی از یاد می برد و ابلهانه می پندارد که حق زیستن دارد بر او ببخشائید بر خشم بی تفاوت یک تصویر که آرزوی دور دست تحرک در دیدگان کاغذیش...

ادامه مطلب »

شعر زیبا و شنیدنی فروغ فرخزاد به نام دریافت

شعر زیبا و شنیدنی فروغ فرخزاد به نام دریافت

شعر زیبا و شنیدنی فروغ فرخزاد به نام دریافت در حباب کوچک خود روشنائی خود را می فرسود ناگهان پنجره پر شد از شب شب سرشار از انبوه صداهای تهی شب مسموم از هرم زهرآلود تنفس ها شب… گوش دادم در خیابان وحشت زدهء تاریک یک نفر گوئی قلبش را مثل حجمی فاسد زیر پا له کرد در خیابان وحشت...

ادامه مطلب »

شعر فروغ فرخزاد به نام وصل

شعر فروغ فرخزاد به نام وصل

شعر فروغ فرخزاد به نام وصل آن تیره مردمک ها، آه آن صوفیان سادهء خلوت نشین من در جذبهء سماع دو چشمانش از هوش رفته بودند دیدم که بر سراسر من موج می زند چون هرم سرخگونهء آتش چون انعکاس آب چون ابری از تشنج باران ها چون آسمانی از نفس فصل های گرم تا بی نهایت تا آنسوی حیات...

ادامه مطلب »

شعر زیبا فروغ فرخزاد به نام عاشقانه

شعر زیبا فروغ فرخزاد به نام عاشقانه

شعر زیبا فروغ فرخزاد به نام عاشقانه Love Poems of Forough Farrokhzad ای شب از رویای تو رنگین شده سینه از عطر توام سنگین شده ای به روی چشم من گسترده خویش شادیم بخشیده از اندوه بیش همچو بارانی که شوید جسم خاک هستیم زآلودگی ها کرده پاک ای تپش های تن سوزان من آتشی در سایهء مژگان من ای...

ادامه مطلب »

شعر زیبا فروغ فرخزاد به نام جمعه

شعر زیبا فروغ فرخزاد به نام جمعه

شعر زیبا فروغ فرخزاد به نام جمعه جمعهء ساکت جمعهء متروک جمعهء چون کوچه های کهنه، غم انگیز جمعهء اندیشه های تنبل بیمار جمعهء خمیازه های موذی کشدار جمعهء بی انتظار جمعهء تسلیم خانهء خالی خانهء دلگیر خانهء در بسته بر هجوم جوانی خانهء تاریکی و تصور خورشید خانهء تنهائی و تفال و تردید خانهء پرده، کتاب، گنجه، تصاویر آه،...

ادامه مطلب »

شعر فروغ فرخ زاد به نام پرسش

شعر فروغ فرخ زاد به نام پرسش

شعر فروغ فرخ زاد به نام پرسش سلام ماهی ها سلام ماهی ها سلام قرمزها  سبزها  طلائی ها به من بگوئید آیا در آن اتاق بلور که مثل مردمک چشم مرده ها سرد است و مثل آخر شب های شهر بسته و خلوت صدای نی لبکی را شنیده اید که از دیار پری های ترس و تنهایی به سوی اعتماد...

ادامه مطلب »

شعر فروغ فرخزاد به نام غروبی ابدی

شعر فروغ فرخزاد به نام غروبی ابدی

شعر فروغ فرخزاد به نام غروبی ابدی از تو می پرسم روز یا شب ؟ – نه  ای دوست غروبیست ابدی با عبور دو کبوتر در باد چون دو تابوت سپید و صداهائی از دور  از آن دشت غریب بی ثبات و سرگردان همچون حرکت باد – سخنی باید گفت سخنی باید گفت دل من میخواهد با ظلمت جفت شود...

ادامه مطلب »

شعر فروغ فرخزاد به نام مرداب

شعر فروغ فرخزاد به نام مرداب

شعر فروغ فرخزاد به نام مرداب شب سیاهی کرد و بیماری گرفت دیده را طغیان بیماری گرفت دیده از دیدن نمی ماند ، دریغ دیده پوشیدن نمی داند ، دریغ رفت و در من مرگ زاری کهنه یافت هستیم را انتظاری کهنه یافت آن بیابان دید و تنهائیم را ماه و خورشید مقوائیم را چون جنینی پیر با زهدان به...

ادامه مطلب »