جمعه 4 خرداد 1397

تبلیغات

خانه » اشعار فروغ فرخزاد (صفحه 4)

اشعار فروغ فرخزاد

شعر دنیای سایه ها از فروغ فرخزاد

شعر دنیای سایه ها از فروغ فرخزاد

شعر دنیای سایه ها از فروغ فرخزاد شب به روی جاده نمناک سایه های ما ز ما گوئی گریزانند دور از ما در نشیب راه در غبار شوم مهتابی که می لغزد سرد و سنگین بر فراز شاخه های تاک سوی یگدیگر بنرمی پیش می رانند شب به روی جاده نمناک در سکوت خاک عطرآگین ناشکیبا گه به یکدیگر می...

ادامه مطلب »

شعر ترس از فروغ فرخزاد

شعر ترس از فروغ فرخزاد

شعر ترس از فروغ فرخزاد شب تیره و ره دراز و من حیران فانوس گرفته او به راه من بر شعله بی شکیب فانوسش وحشت زده می دود نگاه من بر ما چه گذشت؟ کس چه می داند در بستر سبزه های تر دامان گوئی که لبش به گردنم آویخت

ادامه مطلب »

شعر تشنه از فروغ فرخزاد

شعر تشنه از فروغ فرخزاد

شعر تشنه از فروغ فرخزاد من گلی بودم در رگ هر برگ لرزانم خزیده عطر بس افسون در شبی تاریک روئیدم تشنه لب بر ساحل کارون بر تنم تنها شراب شبنم خورشید می لغزید یا لب سوزنده مردی که با چشمان خاموشش سرزنش می کرد دستی را که از هر شاخه سرسبز غنچه نشکفته ای می چید پیکرم، فریاد زیبائی

ادامه مطلب »

شعر قهر از فروغ فرخزاد

شعر قهر از فروغ فرخزاد

شعر قهر از فروغ فرخزاد نگه دگر بسوی من چه می کنی؟ چو در بر رقیب من نشسته ای به حیرتم که بعد از آن فریب ها تو هم پی فریب من نشسته ای به چشم خویش دیدم آن شب که جام خود به جام دیگری زدی

ادامه مطلب »

شعر ستیزه از فروغ فرخزاد

شعر ستیزه از فروغ فرخزاد

شعر ستیزه از فروغ فرخزاد شب چو ماه آسمان پر راز گرد خود آهسته می پیچد حریر راز او چو مرغی خسته از پرواز می نشیند بر درخت خشک پندارم شاخه ها از شوق می لرزند در رگ خاموششان آهسته می جوشد

ادامه مطلب »

شعر دیوار از فروغ فرخزاد

شعر دیوار از فروغ فرخزاد

شعر دیوار از فروغ فرخزاد در گذشت پر شتاب لحظه های سرد چشم های وحشی تو در سکوت خویش گرد من دیوار می سازد می گریزم از تو در بیراه های راه تا ببینم دشت ها را در غبار ماه تا بشویم تن به آب چشمه های نور در مه رنگین صبح گرم تابستان

ادامه مطلب »

شعر پاسخ از فروغ فرخزاد

شعر پاسخ از فروغ فرخزاد

شعر پاسخ از فروغ فرخزاد بر روی ما نگاه خدا خنده می زند. هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم زیرا چو زاهدان سیه کار خرقه پوش پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا نام خدا نبردن از آن به که زیر لب

ادامه مطلب »

شعر شکوه اندوه از فروغ فرخزاد

شعر شکوه اندوه از فروغ فرخزاد

شعر شکوه اندوه از فروغ فرخزاد شادم که در شرار تو می سوزم شادم که در خیال تو می گریم شادم که بعد وصل تو باز اینسان در عشق بی زوال تو می گریم پنداشتی که چون ز تو بگسستم دیگر مرا خیال تو در سر نیست

ادامه مطلب »

شعر شكست نياز از فروغ فرخزاد

شعر شكست نياز از فروغ فرخزاد

شعر شكست نياز از فروغ فرخزاد آتشي بود و فسرد رشته اي بود و گسست دل چو از بند تو رست جام جادوئي اندوه شكست آمدم تا بتو آويزم ليك ديدم كه تو آن شاخه بي برگي ليك ديدم كه تو به چهره اميدم

ادامه مطلب »

شعر شوق از فروغ فرخزاد

شعر شوق از فروغ فرخزاد

شعر شوق از فروغ فرخزاد یاد داری که ز من خنده کنان پرسیدی چه ره آورد سفر دارم از این راه دراز؟ چهره ام را بنگر تا بتو پاسخ گوید اشک شوقی که فرو خفته به چشمان نیاز

ادامه مطلب »

شعر اعتراف از فروغ فرخزاد

شعر اعتراف از فروغ فرخزاد

شعر اعتراف از فروغ فرخزاد تا نهان سازم از تو بار دگر راز این خاطر پریشان را می کشم بر نگاه ناز آلود نرم و سنگین حجاب مژگان را دل گرفتار خواهش جانسوز از خدا راه چاره می جویم پارساوار در برابر تو سخن از زهد و توبه می گویم

ادامه مطلب »
مراسم عروسی