javascript hit counter

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

خانه » اشعار فروغ فرخزاد (صفحه 5)

اشعار فروغ فرخزاد

شعر بر گور لیلی از فروغ فرخزاد

شعر بر گور لیلی از فروغ فرخزاد

شعر بر گور لیلی از فروغ فرخزاد آخر گشوده شد ز هم آن پرده های راز آخر مرا شناختی ای چشم آشنا چون سایه دیگر از چه گریزان شوم ز تو من هستم آن عروس خیالات دیرپا چشم منست اینکه در او خیره مانده ای لیلی که بود؟ قصه چشم سیاه چیست؟

ادامه مطلب »

شعر سپیده عشق از فروغ فرخزاد

شعر سپیده عشق از فروغ فرخزاد

شعر سپیده عشق از فروغ فرخزاد آسمان همچو صفحه دل من روشن از جلوه های مهتابست امشب از خواب خوش گریزانم که خیال تو خوشتر از خوابست خیره بر سایه های وحشی بید می خزم در سکوت بستر خویش باز دنبال نغمه ای دلخواه می نهم سر بروی دفتر خویش

ادامه مطلب »

شعر بلور رویا از فروغ فرخزاد

شعر بلور رویا از فروغ فرخزاد ما تکیه داده نرم به بازوی یکدگر در روحمان طراوت مهتاب عشق بود سرهایمان چو شاخهء سنگین ز بار و برگ خامش ، بر آستانه محراب عشق بود من همچو موج ابر سپیدی کنار تو بر گیسویم نشسته گل مریم سپید هر لحظه میچکید ز مژگان نازکم بر برگ دستهای تو شبنم سپید گوئی...

ادامه مطلب »

شعر گره از فروغ فرخزاد

شعر گره از فروغ فرخزاد فردا اگر ز راه نمیآمد من تا ابد کنار تو میماندم من تا ابد ترانهء عشقم را در آفتاب عشق تو میخواندم در پشت شیشه های اتاق تو آن شب نگاه سرد سیاهی داشت دالان دیدگان تو در ظلمت گوئی به عمق روح تو راهی داشت لغزیده بود در مه آئینه تصویر ما شکسته و...

ادامه مطلب »

شعر بازگشت فروغ فرخزاد

شعر بازگشت فروغ فرخزاد عاقبت خط جاده پایان یافت من رسیدم ز ره غبارآلود نگهم پیشتر زمن می تاخت بر لبانم سلام گرمی بود شعر بازگشت فروغ فرخزاد شهر جوشان درون کورهء ظهر کوچه می سوخت در تب خورشید پای من روی سنگفرش خموش پیش می رفت و سخت می لرزید شعر بازگشت فروغ فرخزاد خانه ها رنگ دیگری بودند...

ادامه مطلب »

شعر از راهی دور فروغ فرخزاد

شعر از راهی دور فروغ فرخزاد اشعار زیبا و عاشقانه فروغ فرخزاد poem of the way around forough farrokhzad دیده ام سوی دیار تو و در کف تو از تو دیگر نه پیامی نه نشانی نه به ره پرتو مهتاب امیدی نه به دل سایه ای از راز نهانی دشت تف کرده و بر خویش ندیده نم نم بوسه ء...

ادامه مطلب »

شعر رهگذر فروغ فرخزاد

شعر رهگذر فروغ فرخزاد یکی مهمان ناخوانده ز هر درگاه رانده، سخت وامانده رسیده نیمه شب از راه، تن خسته، غبارآلود نهاده سر بروی سینهء رنگین کوسن هائی که من در سالهای پیش همه شب تا سحر می دوختم با تارهای نرم ابریشم هزاران نقش رویائی بر آنها در خیال خویش وچون خاموش می افتاد بر هم پلک های داغ...

ادامه مطلب »

اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون

اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون,شعر جنون عاشق,اشعار فروغ فرخزاد,اشعار فروغ فرخزاد بهترین,اشعار فروغ فرخزاد عاشقانه,فروغ فرخزاد اشعار,فروغ فرخزاد عشق,فروغ فرخزاد عاشقانه دل گمراه من چه خواهد کرد با بهاری که می رسد از راه؟ ِیا نیازی که رنگ می گیرد در تن شاخه های خشک و سیاه اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون دل گمراه من...

ادامه مطلب »

اشعار فروغ فرخزاد شعر بعد ها

اشعار فروغ فرخزاد شعر بعد ها مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نور در زمستانی غبارآلود و دور یا خزانی خالی از فریاد و شور مرگ من روزی فرا خواهد رسید: روزی از این تلخ و شیرین روزها روز پوچی همچو روزان دگر سایه ی زامروزها، دیروزها دیدگانم همچو دالانهای تار گونه هایم همچو مرمرهای...

ادامه مطلب »

اشعار فروغ فرخ زاد شعر زندگی

اشعار فروغ فرخ زاد شعر زندگی آه ای زندگی منم که هنوز با همه پوچی از تو لبریزم نه به فکرم که رشته پاره کنم نه بر آنم که از تو بگریزم همه ذرات جسم خاکی من از تو، ای شعر گرم، در سوزند آسمان های صاف را مانند که لبالب ز بادهء روزند با هزاران جوانه می خواند بوتهء...

ادامه مطلب »

اشعار فروغ فرخزاد آن روزها Forough Farrokhzad

اشعار فروغ فرخزاد آن روزها Forough Farrokhzad آن روزها رفتند آن روزهای خوب آن روزهای سالم سرشار آن آسمان های پر از پولک آن شاخساران پر از گیلاس آن خانه های تکیه داده در حفاظ سبز پیچک ها – به یکدیگر آن  بام های بادبادک های بازیگوش آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها آن روزها رفتند آن روزهایی...

ادامه مطلب »

شعر فروغ فرخزاد در میان تاریکی Forough

شعر فروغ فرخزاد در میان تاریکی Forough میان تاریکی ترا صدا کردم سکوت بود و نسیم که پرده را می برد در آسمان ملول ستاره ای می سوخت ستاره ای می رفت ستاره ای می مرد شعر فروغ فرخزاد در میان تاریکی Forough ترا صدا کردم ترا صدا کردم تمام هستی من چو یک پیالهء شیر میان دستم بود نگاه...

ادامه مطلب »
مراسم عروسی