جمعه 28 مهر 1396

تبلیغات

خانه » داستان های شیوانا

داستان های شیوانا

داستان های شیوانا عشق واقعی یعنی ناراحت شدن از درد محبوب

داستان های شیوانا,داستان پیر معرفت شیوانا,داستان های شیوانا ژاپنی

داستان های شیوانا عشق واقعی یعنی ناراحت شدن از درد محبوب داستان کوتاه آموزنده پیر معرفت شیوانا شیوانا با چند تن از شاگردانش همراه کاروانی راه می سپردند در این کاروان یک زوج جوان بودند و یک زوج پیر و میانسال زوج جوان تازه ازدواج کرده بودند و زوج پیر سال ها از ازدواجشان گذشته و گرد سفید پیری بر...

ادامه مطلب »

داستان های شیوانا نگاهت را نگاه کن

داستان های شیوانا نگاهت را نگاه کن

داستان های شیوانا نگاهت را نگاه کن روزی شیوانا تابلویی بزرگ و سفید روی دیوار کلاس گذاشت و از شاگردان خواست بهترین جمله کوتاهی را که با آن زندگی انسان می تواند همیشه در مسیر درست قرار گیرد ، روی آن بنویسند شاگردان هفته ها فکر کردند و هر کدام جمله زیبایی را گفتند اما شیوانا هیچ کدام را نپسندید...

ادامه مطلب »

داستان های شیوانا معنی عشق واقعی

داستان های شیوانا معنی عشق واقعی

داستان های شیوانا معنی عشق واقعی استاد شیوانا با دو نفر از شاگردانش همراه کاروانی به شهری دور می رفتند با توجه به مسافت طولانی راه و دوری مقصد طبیعی بود که بسیاری از مردان کاروان بدون همسرانشان و تنها سفر می کردند و وقتی به استراحتگاهی می رسیدند بعضی از مردان پی خوشگذرانی می رفتند همسفران نزدیک شیوانا و...

ادامه مطلب »

داستان های شیوانا مثبت و منفی Story Shivana

داستان های شیوانا مثبت و منفی Story Shivana

داستان های شیوانا مثبت و منفی Story Shivana روزی بین شاگردان شیوانا در مورد معنای مثبت نگری و خوش بینی و منفی نگری و بدبینی اختلاف افتاد یکی از شاگردان خود را به شدت مثبت اندیش و مثبت نگر می دانست و معتقد بود که هر اتفاقی در عالم به خیر اوست و دیگری معتقد بود که مثبت اندیشی بیش...

ادامه مطلب »

داستان های شیوانا معنای عشق واقعی

داستان های شیوانا معنای عشق واقعی

داستان های شیوانا معنای عشق واقعی روزي يكي از خانه هاي دهكده شیوانا آتش گرفته بود زن جواني همراه شوهر و دو فرزندش در آتش گرفتار شده بودند شيوانا و بقيه اهالي براي كمك و خاموش كردن آتش به سوي خانه شتافتند وقتي به كلبه در حال سوختن رسيدند و جمعيت براي خاموش كردن آتش به جستجوي آب و خاك...

ادامه مطلب »

اشک از مجموعه داستان های شیوانا

اشک از مجموعه داستان های شیوانا

اشک از مجموعه داستان های شیوانا زن جوانی همراه همسرش کنار دیوار ایستاده بود و به شدت اشک می ریخت شیوانا از مقابل آنها عبور کرد وقتی گریه زن را دید ایستاد و علت را از او پرسید. زن گفت : همسرم جوان است و گاه گاه با کلامی زشت مرا می رنجاند او مرد لایق و خوبی است و...

ادامه مطلب »

داستان های شیوانا پل

داستان های شیوانا پل

داستان های شیوانا پل پسري جوان از شهري دور به دهكده شيوانا آمد و به محض ورود به دهكده بلافاصله سراغ مدرسه شيوانا را گرفت و نزد او رفت و مقابلش روي زمين مودبانه نشست و گفت : از راهي دور به دنبال يافتن جوابي چندين ماه است كه راه مي روم و همه گفته اند كه جواب من نزد...

ادامه مطلب »

داستان های شیوانا پرش بلند

داستان های شیوانا پرش بلند

داستان های شیوانا پرش بلند مردي در دهکده ی شیوانا زندگی میکرد که علاقه ی شدیدی به پریدن داشت او هر روز از ارتفاع پنج متري روي زمين مي پريد و هيچ اتفاقي براي او نمي افتاد او هرگاه مي خواست از ارتفاع به سمت پايين بپرد نگاهش را به سوي آسمان مي كرد و از كائنات مي خواست تا...

ادامه مطلب »

داستان های شیوانا عشق بی وفا

داستان های شیوانا عشق بی وفا

داستان های شیوانا عشق بی وفا روزی شیوانا پیر معرفت یکی از شاگردانش را دید که زانوی غم بغل گرفته و گوشه ای غمگین نشسته است شیوانا نزد او رفت و جویای حالش شد شاگرد لب به سخن گشود و از بی وفائی یار صحبت کرد و اینکه دختر مورد علاقه اش به او جواب منفی داده و پیشنهاد ازدواج...

ادامه مطلب »

داستان های شیوانا مقصر خودتی

داستان های شیوانا مقصر خودتی

داستان های شیوانا مقصر خودتی مردي جوان نزد شيوانا آمد و به او گفت كه از همسرش به خاطر شيطنت هايش راضي نيست! و مي خواهد از او جدا شود و همسر ديگري اختيار كند! چرا كه او افسر گارد امپراتور است و بايد همسر و فرزندانش وقار خاصي داشته باشند اما همسر جوانش بي پروا و جسور است و...

ادامه مطلب »

داستان های زیبای شیوانا مهاجرت

داستان های زیبای شیوانا مهاجرت

داستان های زیبای شیوانا مهاجرت روزی مردی نزد شیوانا آمد و از فقر و تنگدستی گله کرد او گفت که در دهکده زمینی کوچک دارد و کلبه ای محقرانه و متاسفانه دخل و خرجش کفاف تامین معاش خانواده را نمی دهد و هر روز از روز قبل فقیرتر و تنگدست تر می شود او گفت که در دهکده برای او...

ادامه مطلب »

داستان های شیوانا اسب پیر

داستان های شیوانا اسب پیر

داستان های شیوانا اسب پیر مرد ثروتمندی در دهکده ای دور از محل زندگی استاد شیوانا زمین های زیادی داشت و تعداد زیادی کارگر را همراه با خانواده شان روی این زمین ها به کار گرفته بود برای اینکه بتواند این کارگران را وادار به کار بیش از اندازه  کند یک سرکارگر خشن و بیرحم را به عنوان نماینده خود...

ادامه مطلب »

اتفاق محال از داستان های شیوانا

اتفاق محال از داستان های شیوانا

اتفاق محال از داستان های شیوانا روزی استاد شیوانا از مقابل مدرسه ای عبور می کرد پسر جوانی را دید که غمگین و افسرده بیرون مدرسه به درختی تکیه کرده و به افق خیره شده است شیوانا کنار او رفت و جویای حالش شد و دلیل ناراحتیش را پرسید پسر جوان گفت : حضور در این مدرسه نیاز به پول...

ادامه مطلب »

داستان های شیوانا مزد چاه کن

داستان های شیوانا مزد چاه کن

داستان های شیوانا مزد چاه کن در دهکده ی محل سکونت شیوانا مردی چاه کن بود که به همراه دو پسرش چاه حفر می کرد و با انجام این کار امور زندگی اش را می گذراند زمانی که لازم شد در مدرسه شیوانا چاه آبی حفر شود از مرد چاه کن و پسرانش برای این کار دعوت شد در ازای...

ادامه مطلب »

داستان های شیوانا پیرمرد مریض

داستان های شیوانا پیرمرد مریض

داستان های شیوانا پیرمرد مریض مرد جوانی پدر پیرش بشدت مریض شد و در حالت مرگ و زندگی بسر می برد مر د جوان چون وضع بیماری پیرمرد را اینگونه دید او را در گوشه جاده ای رها کرد و از آنجا دور شد پیرمرد ساعت ها کنار جاده افتاده بود و به زحمت نفس های آخرش را می کشید...

ادامه مطلب »