سه شنبه 1 خرداد 1397

تبلیغات

خانه » داستان کوتاه

داستان کوتاه

داستان های ملا نصرالدین: بالا و پایین منار

داستان های ملا نصرالدین: بالا و پایین منار نمکستان» در پست قبلی داستان “الاغ از مادرت اطلاعت کن!” را از ملا نصرالدین نقل کردیم. در این پست یکی از داستان های جذاب او به نام بالا و پایین منار را برایتان در نظر گرفتیم. امیدواریم از آن خوشتان آمده باشد. ملانصرالدین سر به آسمان بلند کرد و به آفتاب سوزان...

ادامه مطلب »

الاغ از مادرت اطاعت کن! ماجرای جالب ملا نصرالدین در خریدن الاغ

الاغ از مادرت اطاعت کن

الاغ از مادرت اطاعت کن! ماجرای جالب ملا نصرالدین در خریدن الاغ   نمکستان» این الاغ فروش ها، الاغ جوان و سفیدی را می خرد ولی آن الاغ تبدیل به یک مرد جوان می شود. صدای هاش و هون زیادی در اطراف ملانصرالدین، که در بازار الاغ فروشان ایستاده بود، به گوش می‌رسید. الاغ فروشان دور و بر ملا را...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه و خنده دار “از طلا عزیزتر”: ماجرای دو بازرگان

داستان کوتاه از طلا عزیزتر

داستان کوتاه و خنده دار “از طلا عزیزتر”: ماجرای دو بازرگان نمکستان» این داستان کوتاه و خنده دار اشاره به ماجرای دو بازرگان دارد که یکی از تجارت عجیبش سود می برد و دیگری زیان محض. در زمان قدیم بازرگان زرنگی برای اولین بار تخم پیاز را به کشور دوردستی برد. اهالی آن دیار که طعم و بوی این گیاه،...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه و خنده دار ماجرای مرد اصفهانی و جهانگرد انگلیسی

مرد اصفهانی و جهانگرد انگلیسی

داستان کوتاه و خنده دار ماجرای مرد اصفهانی و جهانگرد انگلیسی نمکستان» این داستان کوتاه ماجرای مرد اصفهانی و جهانگرد انگلیسی است که در اصفهان اتفاق می افتد. امیداوریم از خواندن آن خنده بر لبانتان نقش ببند. یک سیاح انگلیسی که برای بازدید از آثار تاریخی به اصفهان رفته بود، یکی از اهالی آن شهر را برای راهنمایی خویش انتخاب...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه آموزنده درباره خدا هیچ وقت از رحمت خدا نا امید نشوید

داستان کوتاه درباره خدا,داستان کوتاه در مورد خدا,داستان کوتاه با موضوع خدا

داستان کوتاه آموزنده درباره خدا هیچ وقت از رحمت خدا نا امید نشوید داستان کوتاه در مورد خدا تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دور افتاده برده شد او با بی قراری به درگاه خداوند دعا می‌کرد تا او را نجات بخشد او ساعت ها به اقیانوس چشم می‌دوخت تا شاید نشانی از کمک بیابد...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه جالب هیزم شکن و فرشته ( کاترین زتاجونز و جنیفر لوپز )

داستان کوتاه جالب هیزم شکن و فرشته , داستان کوتاه جنیفر لوپز , داستان کوتاه تبر و رودخانه

داستان کوتاه جالب هیزم شکن و فرشته ( کاترین زتاجونز و جنیفر لوپز ) داستان هیزم شکن و فرشته مهربان هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود تبرش افتاد تو رودخونه وقتی در حال گریه کردن بود یه فرشته اومد و ازش پرسید : چرا گریه می کنی؟ هیزم شکن گفت : تبرم توی رودخونه افتاده....

ادامه مطلب »

داستان کوتاه زیبا و آموزنده درس کودک به مادرش با گفتگو با خدا

داستان درس کودک به مادرش,داستان کوتاه حرف زدن با خدا,داستان گفتگو با خدا

داستان کوتاه زیبا و آموزنده درس کودک به مادرش با گفتگو با خدا در این مطلب از سایت تفریحی نمکستان یک داستان کوتاه و آموزنده در مورد درسی که مادر از کودکش گرفت را آماده کرده ایم ، که در ادامه می توانید به مطالعه بپردازید. داستان گفتگو با خدا دختر کوچولو به مادر خود گفت : مامان کجا می...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه آموزنده پیدا کردن مردی خوشبخت برای درمان پادشاه

داستان کوتاه مرد خوشبخت,داستان کوتاه درمان پادشاه با پیراهن مرد خوشبخت

داستان کوتاه آموزنده پیدا کردن مردی خوشبخت برای درمان پادشاه نمکستان » داستان کوتاه زیبا و آموزنده در مورد خوشبختی ، در ادامه این داستان زیبا را مطالعه نمایید. سلطان بزرگی پس از اینکه گرفتار بیماری سختی شد گفت : نصف قلمرو پادشاهی‌ام را به کسی می‌دهم که بتواند مرا معالجه کند تمام طبیبان دور هم جمع شدند تا ببیند...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه جالب قایم باشک بازی دانشمندان در بهشت

داستان کوتاه قایم باشک بازی دانشمندان در بهشت,داستان کوتاه پاسکال,داستان کوتاه نیوتن

داستان کوتاه جالب قایم باشک بازی دانشمندان در بهشت داستان کوتاه زیبا و علمی روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند آنها تصمیم گرفتند تا قایم باشک بازی کنند انیشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت او باید تا 100 می شمرد و سپس شروع به جستجو میکرد همه پنهان شدند الا نیوتون … نیوتون فقط یک...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه و آموزنده حضرت داود علیه السلام و زن بیوه نیازمند

داستان کوتاه حضرت داود و زن نیازمند

داستان کوتاه و آموزنده حضرت داود علیه السلام و زن بیوه نیازمند داستان زیبای حضرت داوود علیه السلام زنى به حضور حضرت داوود (ع) آمد و گفت : اى پیامبر خدا پروردگار تو ظالم است یا عادل؟ داوود (ع) فرمود : خداوند عادلى است که هرگز ظلم نمى کند سپس فرمود : مگر چه حادثه اى براى تو رخ داده...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه جالب و خواندنی عاقبت پزشک طماع

داستان کوتاه جالب و خواندنی عاقبت پزشک طماع

داستان کوتاه جالب و خواندنی عاقبت پزشک طماع داستان زیبا و آموزند پزشک طماع پیرمردی نارنجی پوش در حالی که کودکی زخمی و خون آلوده را در آغوش داشت با سرعت وارد بیمارستان شد و به پرستار گفت : خواهش می کنم به داد این بچه برسید ماشین بهش زد و فرار کرد … پرستار : این بچه نیاز به...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه و شنیدنی زهر و عسل

داستان کوتاه و شنیدنی زهر و عسل

داستان کوتاه و شنیدنی زهر و عسل روزی روزگاری در زمان های قدیم مرد خیاطی کوزه ای عسل در دکانش داشت یک روز می خواست دنبال کاری از مغازه بیرون برود به شاگردش گفت : این کوزه پر از زهر است مواظب باش به آن  دست نزنی و من و خودت را در دردسر نیندازی شاگرد که می دانست استادش...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه زن و مرد از نگاه ریاضی

داستان کوتاه زن و مرد از نگاه ریاضی

داستان کوتاه زن و مرد از نگاه ریاضی روزی از دانشمندی ریاضیدان پرسیدند : نظرت در مورد انسان ها (  زن و مرد ) چیست ؟ ریاضیدان بزرگ لبخندی زد و پاسخ داد : اگر زن یا مرد دارای اخلاق باشند پس برابر هستند با عدد  1 اگر دارای زیبایی هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک می گذاریم...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه و شنیدنی نادر شاه

داستان کوتاه و شنیدنی نادر شاه

داستان کوتاه و شنیدنی نادر شاه زمانی که نادر شاه افشار عزم تسخیر هندوستان داشته در راه کودکی را دید که به مکتب می‌رفت از او پرسید : پسر جان چه می‌خوانی؟ پسرک جواب داد : قرآن – از کجای قرآن؟ – انا فتحنا … نادر از پاسخ او بسیار خرسند شد و از شنیدن آیه فتح فال پیروزی زد...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه و قشنگ شایعه

داستان کوتاه و قشنگ شایعه

داستان کوتاه و قشنگ شایعه زنی در مورد همسایه اش شایعات زیادی ساخت و شروع به پراکندن آن کرد بعد از مدت کمی همه اطرافیان آن همسایه از آن شایعات باخبر شدند همسایه اش از این شایعه به شدت صدمه دید و دچار مشکلات زیادی شد بعدها وقتی که آن زن متوجه شد که آن شایعاتی که ساخته همه دروغ...

ادامه مطلب »
مراسم عروسی