پنج شنبه 2 آذر 1396

تبلیغات

خانه » داستان کوتاه (صفحه 4)

داستان کوتاه

داستان شنیدنی و کوتاه قاطر گران بها

داستان شنیدنی و کوتاه قاطر گران بها

داستان شنیدنی و کوتاه قاطر گران بها روزی روزگاری در زمان های کهن مرد کشاورزی بود که یک زن نق نقو و اعصاب خورد کن داشت که از صبح تا نصف شب در مورد هر چیزی که به ذهنش می رسید شکایت می کرد تنها زمان آسایش مرد زمانی بود که با قاطر پیرش در مزرعه مشغول بکار بود یا...

ادامه مطلب »

داستان زیبا و جالب وصیت نامه آلفرد نوبل مخترع دینامیت

داستان کوتاه وصیت آلفرد نوبل مخترع دینامیت

داستان زیبا و جالب وصیت نامه آلفرد نوبل مخترع دینامیت آلفرد نوبل از جمله افراد محدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن آگهی وفاتش را بخواند ! حتما می دانید که آلفرد نوبل مخترع سلاح مرگبار دینامیت است زمانی که برادرش لودویگ فوت شد روزنامه‌ها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف مخترع دینامیت مرده است آلفرد...

ادامه مطلب »

داستان زیبا و جالب امتحان شفاهی فیزیک

داستان زیبا و جالب امتحان شفاهی فیزیک

داستان زیبا و جالب امتحان شفاهی فیزیک استاد سختگیر فیزیک اولین دانشجو را برای پرسش فرا میخواند و سئوال را مطرح می کند شما در قطاری نشسته اید که با سرعت هشتاد کیلومتر در ساعت حرکت می کند و ناگهان شما گرما زده شده اید، حالا چکار می کنید؟ دانشجوی بی تجربه فورا ً جواب می دهد من پنجره کوپه...

ادامه مطلب »

داستان شنیدنی و کوتاه ازدواج با یک مرد ثروتمند

داستان شنیدنی و کوتاه ازدواج با یک مرد ثروتمند

داستان شنیدنی و کوتاه ازدواج با یک مرد ثروتمند یک دختر خانم زیبا خطاب به رئیس شرکت امریکائی ج پ مورگان نامه‌ای بدین مضمون نوشته است : می‌خواهم در آنچه اینجا می‌گویم صادق باشم من 25 سال دارم و بسیار زیبا هستم آرزو دارم با مردی با درآمد سالانه 500 هزار دلار یا بیشتر ازدواج کنم شاید تصور کنید که...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه و شنیدنی آرزوی باقالی پلو با ماهیچه

داستان کوتاه و شنیدنی آرزوی باقالی پلو با ماهیچه

داستان کوتاه و شنیدنی آرزوی باقالی پلو با ماهیچه چند وقت پیش با پدر و مادرم رفته بودیم رستوران که هم آشپزخانه بود هم چند تا میز گذاشته بود برای مشتریها افراد زیادی اونجا نبودن 3 نفر ما بودیم با یه زن و شوهر جوان و یه پیرزن پیر مرد که نهایتا 60 تا 70 سالشون بود ما غذا مون...

ادامه مطلب »

داستان شنیدنی بیل گیتس و جوان مسلمان

داستان شنیدنی بیل گیتس و جوان مسلمان

داستان شنیدنی بیل گیتس و جوان مسلمان از بیل گیتس ثوتمند ترین انسان روی زمین پرسیدند: از تو ثروتمند تر هم هست؟ گفت : بله فقط یک نفر از من ثروتمند تر است . – چه کسی؟ – سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و به تازگی اندیشه‌های خود و در حقیقت به طراحی مایکروسافت می اندیشیدم روزی...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه زیبا و احساسی کاشتن گل صداقت

داستان کوتاه زیبا و احساسی کاشتن گل صداقت

داستان کوتاه زیبا و احساسی کاشتن گل صداقت دویست و پنجاه سال پیش از میلاد  در چین باستان شاهزاده ای تصمیم به ازدواج گرفت با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را انتخاب کند وقتی خدمتکار پیر قصر ماجرا را شنید غمگین شد چون دختر او هم مخفیانه عاشق...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه و بامعنای توقع لاک پشت ها

داستان کوتاه و بامعنای توقع لاک پشت ها

داستان کوتاه و بامعنای توقع لاک پشت ها داستان کوتاه توقع لاکپشت ها مناسب برای کودکان و نوجوانان یک روز خانواده لاک پشت ها تصمیم گرفتند که به پیک نیک بروند از آنجا که لاک پشت ها به صورت طبیعی در همه ی موارد یواش عمل می کنند هفت سال نا قابل طول کشید تا برای سفرشون آماده بشن !

ادامه مطلب »

داستان جالب در مورد یک وکیل خیلی خسیس

داستان جالب در مورد یک وکیل خیلی خسیس

داستان جالب در مورد یک وکیل خیلی خسیس مسئولین یک مؤسسه خیریه بعد از تحقیق در مورد ثروتمندان شهرمتوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی می‌کند و تا  به این زمان حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است

ادامه مطلب »

داستان کوتاه و زیبا راننده باهوش انیشتن

داستان کوتاه و زیبا راننده باهوش انیشتن

داستان کوتاه و زیبا راننده باهوش انیشتن انیشتین برای رفتن به محل سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه همیشه از راننده مورد اطمینان خود کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت بطوریکه به مباحث انیشتین تسلط کامل پیدا کرده بود! یک روز انیشتین...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه زیبا و آموزنده سه سوال در مورد خدا

سه سوال در مورد خدا , داستان کوتاه سوال در مورد خدا , خدا چه می خورد

داستان کوتاه زیبا و آموزنده سه سوال در مورد خدا داستان کوتاه در مورد خدا سلطان به وزیر گفت ۳ سوال میکنم فردا اگر جواب دادی هستی وگرنه عزل میشوی. سوال اول: خدا چه میخورد؟ سوال دوم: خدا چه می پوشد؟ سوال سوم: خدا چه کار میکند؟ وزیر از اینکه جواب سوالها را نمیدانست ناراحت بود. غلامی فهمیده وزیرک داشت....

ادامه مطلب »

داستان کوتاه زیبا و آموزنده رستوران رفتن کمال الملک در اروپا

داستان کوتاه , داستان , داستان های کوتاه

داستان کوتاه زیبا و آموزنده رستوران رفتن کمال الملک در اروپا کمال الملک نقاش چیره دست ایرانی (دوران قاجار) برای آشنایی با شیوه ها و سبکهای نقاشان فرنگی به اروپا سفر کرد. زمانی که در پاریس بود فقر دامانش را گرفت و حتی برای سیر کردن شکمش هم پولی نداشت.   یک روز وارد رستورانی شد و سفارش غذا داد در...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه و آموزنده شاهزادگان مصری

حکایت دو شاهزاده مصری , حکایت عمل و ثروت , داستان شاهزادگان مصری

داستان کوتاه و آموزنده شاهزادگان مصری دو شاهزاده در مصر بودند ، یکی علم اندوخت و دیگری مال اندوخت . عاقبته الامر آن یکی علّامه عصر گشت و این یکی سلطان مصر شد . پس آن توانگر با چشم حقارت در فقیه نظر کرد و گفت : من به سلطنت رسیدم و تو همچنان در مسکِنت بماندی . گفت :...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه آموزنده مسیر سخت پولدار شدن

داستان کوتاه آموزنده مسیر سخت پولدار شدن

داستان کوتاه آموزنده مسیر سخت پولدار شدن مرد میلیاردر قبل از سخنرانیش خطاب به حضار گفت: از میون شما خانوم ها و آقایون، کسی هست که دوست داشته باشه جای من باشه، یه آدم پولدار و موفق؟ همه دست بلند کردند! مرد میلیاردر لبخندی زد و حرفاشو شروع کرد: با سه تا از رفیق های دوره تحصیل، یه شرکت پشتیبانی...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه آموزنده و جالب قربانی کردن

داستان کوتاه آموزنده و جالب قربانی کردن

داستان کوتاه آموزنده و جالب قربانی کردن یه روز گاو پاش میشکنه دیگه نمی تونه بلند شه ، کشاورز دامپزشک میاره . دامپزشک میگه : ” اگه تا 3 روز گاو نتونه رو پاش وایسته گاو رو بکشید “ گوسفند اینو میشنوه و میره پیش گاو میگه: “بلند شو بلند شو” گاو هیچ حرکتی نمیکنه… روز دوم باز دوباره گوسفند...

ادامه مطلب »