یکشنبه 6 خرداد 1397

تبلیغات

خانه » داستان کوتاه (صفحه 4)

داستان کوتاه

داستان کوتاه آموزنده و واقعی مردی که در اتاقش را قفل می زد

مردی که در اتاقش را قفل می زد,داستان های مولانا,داستان ایاز غلام سلطان محمد غزنوی

داستان کوتاه آموزنده و واقعی مردی که در اتاقش را قفل می زد مردی که در اتاقش را قفل می زد می گویند که ایاز غلام سلطان محمد غزنوی ، در آغاز چوپان بود و با گذشت زمان ، در دربار پادشاه صاحب منصب شد. او اتاقی داشت که هر روز صبح به آن سر می زد و وقت خروج...

ادامه مطلب »

داستان شنیدنی و بامعنای به خدا اعتماد کن

داستان شنیدنی و بامعنای به خدا اعتماد کن

داستان شنیدنی و بامعنای به خدا اعتماد کن در روزگاران قدیم مردی ثروتمند و غنی وجود داشت که با وجود بی نیازی اش از مال و منال دنیا همیشه پر از اضطراب و دلواپسی بود . با اینکه از همه ثروت های دنیا بهره مند بود هیچ گاه شاد و خوشحال دیده نمی شد . او خدمتکار جوانی داشت که...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه و شنیدنی مناره کج

داستان کوتاه و شنیدنی مناره کج

داستان کوتاه و شنیدنی مناره کج روایت شده است در حدود 600 سال پیش بهترین معماران ایرانی مشغول ساخت  مسجدی عظیم در اصفهان بودند … در روزهای پایانی اتمام بنای مسجد و چند روز مانده به افتتاح مسجد کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرین خرده کاری ها را انجام می دادند پیرزنی از آنجا رد میشد وقتی مسجد...

ادامه مطلب »

داستان زیبا و با معنای درخت مشکلات

داستان زیبا و با معنای درخت مشکلات

داستان زیبا و با معنای درخت مشکلات نجار یک روز کاری دیگر را هم به پایان برد آخر هفته بود و تصمیم گرفت دوستی را برای صرف نوشیدنی به خانه اش دعوت کند موقعی که نجار و دوستش به خانه رسیدند قبل از ورود نجار چند دقیقه در سکوت جلو درختی در باغچه ایستاد بعد با دو دستش شاخه های...

ادامه مطلب »

داستان جالب و قشنگ منطق از نگاه استاد

داستان جالب و قشنگ منطق از نگاه استاد

داستان جالب و قشنگ منطق از نگاه استاد دو شاگرد در کلاس سر موضوعی بحث می کردند و با اینکه نظریه ها یکی نبود هر کدام بر این باور بودند که حرف شان منطقی است معلم کمی فکر کرد و وارد بحث شد : گوش کنید مثالی می زنم : دو مرد پیش من می آیند یکی تمیز ودیگری کثیف...

ادامه مطلب »

داستان شنیدنی و کوتاه قاطر گران بها

داستان شنیدنی و کوتاه قاطر گران بها

داستان شنیدنی و کوتاه قاطر گران بها روزی روزگاری در زمان های کهن مرد کشاورزی بود که یک زن نق نقو و اعصاب خورد کن داشت که از صبح تا نصف شب در مورد هر چیزی که به ذهنش می رسید شکایت می کرد تنها زمان آسایش مرد زمانی بود که با قاطر پیرش در مزرعه مشغول بکار بود یا...

ادامه مطلب »

داستان زیبا و جالب وصیت نامه آلفرد نوبل مخترع دینامیت

داستان کوتاه وصیت آلفرد نوبل مخترع دینامیت

داستان زیبا و جالب وصیت نامه آلفرد نوبل مخترع دینامیت آلفرد نوبل از جمله افراد محدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن آگهی وفاتش را بخواند ! حتما می دانید که آلفرد نوبل مخترع سلاح مرگبار دینامیت است زمانی که برادرش لودویگ فوت شد روزنامه‌ها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف مخترع دینامیت مرده است آلفرد...

ادامه مطلب »

داستان زیبا و جالب امتحان شفاهی فیزیک

داستان زیبا و جالب امتحان شفاهی فیزیک

داستان زیبا و جالب امتحان شفاهی فیزیک استاد سختگیر فیزیک اولین دانشجو را برای پرسش فرا میخواند و سئوال را مطرح می کند شما در قطاری نشسته اید که با سرعت هشتاد کیلومتر در ساعت حرکت می کند و ناگهان شما گرما زده شده اید، حالا چکار می کنید؟ دانشجوی بی تجربه فورا ً جواب می دهد من پنجره کوپه...

ادامه مطلب »

داستان شنیدنی و کوتاه ازدواج با یک مرد ثروتمند

داستان شنیدنی و کوتاه ازدواج با یک مرد ثروتمند

داستان شنیدنی و کوتاه ازدواج با یک مرد ثروتمند یک دختر خانم زیبا خطاب به رئیس شرکت امریکائی ج پ مورگان نامه‌ای بدین مضمون نوشته است : می‌خواهم در آنچه اینجا می‌گویم صادق باشم من 25 سال دارم و بسیار زیبا هستم آرزو دارم با مردی با درآمد سالانه 500 هزار دلار یا بیشتر ازدواج کنم شاید تصور کنید که...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه و شنیدنی آرزوی باقالی پلو با ماهیچه

داستان کوتاه و شنیدنی آرزوی باقالی پلو با ماهیچه

داستان کوتاه و شنیدنی آرزوی باقالی پلو با ماهیچه چند وقت پیش با پدر و مادرم رفته بودیم رستوران که هم آشپزخانه بود هم چند تا میز گذاشته بود برای مشتریها افراد زیادی اونجا نبودن 3 نفر ما بودیم با یه زن و شوهر جوان و یه پیرزن پیر مرد که نهایتا 60 تا 70 سالشون بود ما غذا مون...

ادامه مطلب »

داستان شنیدنی بیل گیتس و جوان مسلمان

داستان شنیدنی بیل گیتس و جوان مسلمان

داستان شنیدنی بیل گیتس و جوان مسلمان از بیل گیتس ثوتمند ترین انسان روی زمین پرسیدند: از تو ثروتمند تر هم هست؟ گفت : بله فقط یک نفر از من ثروتمند تر است . – چه کسی؟ – سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و به تازگی اندیشه‌های خود و در حقیقت به طراحی مایکروسافت می اندیشیدم روزی...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه زیبا و احساسی کاشتن گل صداقت

داستان کوتاه زیبا و احساسی کاشتن گل صداقت

داستان کوتاه زیبا و احساسی کاشتن گل صداقت دویست و پنجاه سال پیش از میلاد  در چین باستان شاهزاده ای تصمیم به ازدواج گرفت با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را انتخاب کند وقتی خدمتکار پیر قصر ماجرا را شنید غمگین شد چون دختر او هم مخفیانه عاشق...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه و بامعنای توقع لاک پشت ها

داستان کوتاه و بامعنای توقع لاک پشت ها

داستان کوتاه و بامعنای توقع لاک پشت ها داستان کوتاه توقع لاکپشت ها مناسب برای کودکان و نوجوانان یک روز خانواده لاک پشت ها تصمیم گرفتند که به پیک نیک بروند از آنجا که لاک پشت ها به صورت طبیعی در همه ی موارد یواش عمل می کنند هفت سال نا قابل طول کشید تا برای سفرشون آماده بشن !

ادامه مطلب »

داستان جالب در مورد یک وکیل خیلی خسیس

داستان جالب در مورد یک وکیل خیلی خسیس

داستان جالب در مورد یک وکیل خیلی خسیس مسئولین یک مؤسسه خیریه بعد از تحقیق در مورد ثروتمندان شهرمتوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی می‌کند و تا  به این زمان حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است

ادامه مطلب »

داستان کوتاه و زیبا راننده باهوش انیشتن

داستان کوتاه و زیبا راننده باهوش انیشتن

داستان کوتاه و زیبا راننده باهوش انیشتن انیشتین برای رفتن به محل سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه همیشه از راننده مورد اطمینان خود کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت بطوریکه به مباحث انیشتین تسلط کامل پیدا کرده بود! یک روز انیشتین...

ادامه مطلب »
مراسم عروسی