دوشنبه 7 خرداد 1397

تبلیغات

خانه » اشعار فروغ فرخزاد » شعر ظلمت از فروغ فرخزاد

شعر ظلمت از فروغ فرخزاد

شعر ظلمت از فروغ فرخزاد

شعر ظلمت از فروغ فرخزاد

چه گریزیت ز من؟

چه شتابیت به راه؟

به چه خواهی بردن

در شبی این همه تاریک پناه؟

مرمرین پلهء آن غرفه عاج

ای دریغا که ز ما بس دور است

لحظه ها را دریاب

چشم فردا کورست

نه چراغیست در آن پایان

هر چه از دور نمایانست

شاید آن نقطهء نورانی

چشم گرگان بیابانست

می فرومانده به جام

سر به سجاده نهادن تا کی

او درینجاست نهان

می درخشد در می

گر به هم آویزیم

ما دو سرگشته تنها، چون موج

به پناهی که تو می جوئی، خواهیم رسید

اندر آن لحظه جادوئی موج

شعر ظلمت از فروغ فرخزاد

شعر ظلمت از فروغ فرخزاد
این مطلب مفید بود ؟

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

مراسم عروسی