یکشنبه 28 آبان 1396

تبلیغات

تبلیغات

خانه » اشعار حافظ » شعر تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست

شعر تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست

شعر تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست

شعر حافظ تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست , معنی تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست , تفسیر تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست

تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست

دل سودازده از غصه دو نیم افتادست

چشم جادوی تو خود عین سواد سحر است

لیکن این هست که این نسخه سقیم افتادست

در خم زلف تو آن خال سیه دانی چیست

نقطه دوده که در حلقه جیم افتادست

زلف مشکین تو در گلشن فردوس عذار

چیست طاووس که در باغ نعیم افتادست

دل من در هوس روی تو ای مونس جان

خاک راهیست که در دست نسیم افتادست

همچو گرد این تن خاکی نتواند برخاست

از سر کوی تو زان رو که عظیم افتادست

سایه قد تو بر قالبم ای عیسی دم

عکس روحیست که بر عظم رمیم افتادست

آن که جز کعبه مقامش نبد از یاد لبت

بر در میکده دیدم که مقیم افتادست

حافظ گمشده را با غمت ای یار عزیز

اتحادیست که در عهد قدیم افتادست

شعر تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست از دیوان اشعار حافظ

شعر حافظ تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست