چهارشنبه 1 آذر 1396

تبلیغات

خانه » دل نوشته » دل نوشته عشق فراموش

دل نوشته عشق فراموش

دل نوشته عشق فراموش

دل نوشته عشق فراموش

دل نوشته عشق فراموش

گفته بودم اوج مي گيرم

در خيالم چون كودكي ها

با نگاهت مست و بي جان

با هزاران رنگ بي معنا

با قراري سرد و لبريز از تمنا

لرزش دستان بي جان

خاطراتي گنگ و نا مفهوم

كرده بودي راهي از نو به رويم

دل نوشته عشق فراموش

خنده اي با گوشه چشمي

كرده بودي

اين دلم را همچو گنجشك

اي دليل بي كسي هايم

دل نوشته عشق فراموش

هرچه بود

سردي گفتار بي جان

در دلم طغيان سيلاب

بر رخم رودي از اشكان تب دار

بر دهانم زهر گفتار

دل نوشته عشق فراموش

گشته بودم گيج و حيران

مست و سر خوش

در كنار بي كس ها

من نبودم

اين رقيبم با زباني چون فريبا

كرده بود او را موم دستانش

نغمه اي سر دادم از عشق

دل نوشته عشق فراموش

ساز دستم بي صدا بود

قطره اشكم بي نما شد

اه عشقم ، عريان از آتش

دل نوشته عشق فراموش

يك نفس سر داد

اين صداي خسته از پاييز چشمان

دل نوشته عشق فراموش

اي نگارم

اي فروغم

اي تمام هستي ام

در جان بي جانم

دل نوشته عشق فراموش

اين صدا از اوج عشق است

بي طلب مي گويد از تو

گوشه چشمي

نيم نگاهي

خنده اي

آغشته كن در دلم اين نغمه ها را

دل نوشته عشق فراموش

من بگويم بي تو هستم

ناز چشمت را غمزه كن

با نگاهت دلبري كن اي ترنج بي نشانم

آن پريشان گشته گيسوي تو

همچنان مي خواند از سوز دلش

يك نگاه كوچك از تو

مي كند دنيا به كامش

دل نوشته عشق فراموش

اي دريغا اي دريغا

اين حريص مانده در عشق

مانده در خواب كودكي هايش

دل نوشته عشق فراموش

اي دريغ از اين نصيحت هاي پردرد

كه شد خنجر

به روي روح سرگردان عشقش

دل نوشته عشق فراموش

برفت اين خاطر از ذهن پريشانم

من شدم مغموم و تنها

دل نوشته عشق فراموش

بار ديگر جام از اين مي، پر كنم من

تا كه باور كرده باشم مانده بودي در كنارم

دل نوشته عشق فراموش

اي رخ زيباي من

گرچه دیدارت شده در خواب من

تكرار هر شب

ليك از خوشی گویم كه امشب

با تو خواهم بود

آرام جانم

دل نوشته عشق فراموش

اثر زيبا.ب ( نيلا… )

دل نوشته عشق فراموش