چهارشنبه 4 بهمن 1396

خرید اینترنتی لباس

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

 
نمکستان
خانه » اشعار فروغ فرخزاد » شعر پوچ از فروغ فرخزاد

شعر پوچ از فروغ فرخزاد

شعر پوچ از فروغ فرخزاد

شعر پوچ از فروغ فرخزاد , پوچ فروغ فرخزاد

دیدگان تو در قاب اندوه

سرد و خاموش

خفته بودند

زودتر از تو ناگفته ها را

با زبان نگه گفته بودم

از من و هرچه در من نهان بود

میرمیدی

میرهیدی

یادم آمد که روزی در این راه

ناشکیبا مرا در پی خویش

میکشیدی

میکشیدی

آخرین بار

آخرین بار

آخرین لحظهء تلخ دیدار

سر به سر پوچ دیدم جهان را

باد نالید و من گو کردم

خش خش برگهای خزان را

باز خواندی

باز راندی

باز بر تخت عاجم نشاندی

باز در کام موجم کشاندی

گرچه در پرنیان غمی شوم

شعر پوچ از فروغ فرخزاد

حتما بخوانید :   شعر شنیدنی و پر احساس پنجره از فروغ فرخزاد
<