سه شنبه 4 مهر 1396
تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

خانه » اشعار شهریار » شعر کاروان بی خبر از استاد شهریار

شعر کاروان بی خبر از استاد شهریار

اشعار شهریار

اشعار شهریار

شعر کاروان بی خبر از استاد شهریار

poetry caravan unaware of shahriar

کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست

با دل این قصه نگویم که به دلخواهش نیست

کاروان آمد و از یوسف من نیست خبر

این چه راهیست که بیرون شدن از چاهش نیست

شعر کاروان بی خبر از استاد شهریار

poetry caravan unaware of shahriar

ماه من نیست در این قافله راهش ندهید

کاروان بار نبندد شب اگر ماهش نیست

ما هم از آه دل سوختگان بی خبر است

مگر آئینه شوق و دل آگاهش نیست

شعر کاروان بی خبر از استاد شهریار

poetry caravan unaware of shahriar

تخت سلطان هنر بر افق چشم و دل است

خسرو خاوری این خیمه و خرگاهش نیست

خواهم اندر عقبش رفت و بیاران عزیز

باری این مژده که چاهی بسر راهش نیست

شهریارا عقب قافله کوی امید

گو کسی رو که چو من طالع گمراهش نیست

شعر کاروان بی خبر از استاد شهریار

poetry caravan unaware of shahriar

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*