تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

خانه » داستان کوتاه » داستان کوتاه جالب و خواندنی عاقبت پزشک طماع

داستان کوتاه جالب و خواندنی عاقبت پزشک طماع

داستان کوتاه جالب و خواندنی عاقبت پزشک طماع

داستان کوتاه جالب و خواندنی عاقبت پزشک طماع

داستان

داستان زیبا و آموزند پزشک طماع

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net/

پیرمردی نارنجی پوش در حالی که کودکی زخمی و خون آلوده را در آغوش داشت

با سرعت وارد بیمارستان شد

و به پرستار گفت : خواهش می کنم به داد این بچه برسید

ماشین بهش زد و فرار کرد …

پرستار : این بچه نیاز به عمل داره باید پولشو قبل از بستری و عمل پرداخت کنید

پیرمرد : اما من پولی ندارم حتی پدر و مادر این بچه رو هم نمی شناسم

خواهش می کنم عملش کنید من پول رو تا شب فراهم می کنم و براتون میارم

پرستار : با دکتری که قراره بچه رو عمل کنه صحبت کنید

اما دکتر بدون اینکه به کودک نگاهی بیندازد گفت : این قانون بیمارستانه اول پول بعد عمل … باید پول قبل از عمل پرداخت بشه

صبح روز بعد همان دکتر سر مزار دختر کوچکش ماتش برده بود و به دیروز می اندیشید

واقعا پول اینقدر با ارزشه … ؟

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net/

داستان کوتاه جالب و خواندنی عاقبت پزشک طماع