شنبه 27 آبان 1396

تبلیغات

خانه » آشیو برچسب ها:داستان کوتاه طنز

آشیو برچسب ها:داستان کوتاه طنز

داستان کوتاه آموزنده پیدا کردن مردی خوشبخت برای درمان پادشاه

داستان کوتاه مرد خوشبخت,داستان کوتاه درمان پادشاه با پیراهن مرد خوشبخت

داستان کوتاه آموزنده پیدا کردن مردی خوشبخت برای درمان پادشاه نمکستان » داستان کوتاه زیبا و آموزنده در مورد خوشبختی ، در ادامه این داستان زیبا را مطالعه نمایید. سلطان بزرگی پس از اینکه گرفتار بیماری سختی شد گفت : نصف قلمرو پادشاهی‌ام را به کسی می‌دهم که بتواند مرا معالجه کند تمام طبیبان دور هم جمع شدند تا ببیند...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه جالب قایم باشک بازی دانشمندان در بهشت

داستان کوتاه قایم باشک بازی دانشمندان در بهشت,داستان کوتاه پاسکال,داستان کوتاه نیوتن

داستان کوتاه جالب قایم باشک بازی دانشمندان در بهشت داستان کوتاه زیبا و علمی روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند آنها تصمیم گرفتند تا قایم باشک بازی کنند انیشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت او باید تا 100 می شمرد و سپس شروع به جستجو میکرد همه پنهان شدند الا نیوتون … نیوتون فقط یک...

ادامه مطلب »

داستان جالب و طنز کار مشاوران

داستان جالب و طنز کار مشاوران

داستان جالب و طنز کار مشاوران چوپانی مشغول چراندن گله گوسفندان خود در یک مرغزار دورافتاده بود. ناگهان سر و کله‏ ی یک اتومبیل جدید کروکی از میان گرد و غبار جاده‏ های خاکی پیدا می‏شود. راننده ی آن اتومبیل که یک مرد جوان با لباس شیک ، کفش های Gucci ، عینک Ray-Ban و کراوات YSL بود، سرش را...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه آموزنده و طنز خرید شوهر

داستان کوتاه آموزنده و طنز خرید شوهر

داستان کوتاه آموزنده و طنز خرید شوهر یک مرکز خرید وجود داشت که زنان می توانستند به آنجا بروند و مردی را انتخاب کنند که شوهر آنان باشد این مرکز ، پنج طبقه داشت و هر چه که به طبقات بالاتر می رفتند خصوصیات مثبت مردان بیشتر میشد اما اگر در طبقه ای دری را باز می کردند باید حتما...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه شعرای بی پول

داستان کوتاه شعرای بی پول یک شب نصرت رحمانی وارد کافه نادری شد و به اخوان ثالث گفت : من همین حالا سی تومن پول احتیاج دارم اخوان جواب داد : من پولم کجا بود ؟ برو خدا روزی ات را جای دیگری حواله کند نصرت رحمانی رفت و بعد از مدتی بر گشت و بیست تومان پول و یک...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه من کی هستم ؟

داستان کوتاه من کی هستم ؟ من دوشیزه مکرمه هستم وقتی زن ها روی سرم قند می سابند و همزمان قند توی دلم آب می شود من مرحومه مغفوره هستم وقتی زیر یک سنگ سیاه گرانیت قشنگ خوابیده ام من همسری مهربان و مادری فداکار هستم وقتی شوهرم برای اثبات وفاداری اش آگهی وفات مرا در صفحه اول پرتیراژترین روزنامه...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه کودکانه آرامش حریص

داستان کوتاه کودکانه آرامش حریص یک پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی می کردن پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی داشت پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت می دم در عوض تو همه شیرینی هاتو به من بده دختر کوچولو قبول کرد داستان کوتاه کودکانه آرامش حریص پسر...

ادامه مطلب »