شنبه 27 آبان 1396

تبلیغات

خانه » آشیو برچسب ها:داستان های عاشقانه شیوانا

آشیو برچسب ها:داستان های عاشقانه شیوانا

داستان های شیوانا معنای عشق واقعی

داستان های شیوانا معنای عشق واقعی

داستان های شیوانا معنای عشق واقعی روزي يكي از خانه هاي دهكده شیوانا آتش گرفته بود زن جواني همراه شوهر و دو فرزندش در آتش گرفتار شده بودند شيوانا و بقيه اهالي براي كمك و خاموش كردن آتش به سوي خانه شتافتند وقتي به كلبه در حال سوختن رسيدند و جمعيت براي خاموش كردن آتش به جستجوي آب و خاك...

ادامه مطلب »

اشک از مجموعه داستان های شیوانا

اشک از مجموعه داستان های شیوانا

اشک از مجموعه داستان های شیوانا زن جوانی همراه همسرش کنار دیوار ایستاده بود و به شدت اشک می ریخت شیوانا از مقابل آنها عبور کرد وقتی گریه زن را دید ایستاد و علت را از او پرسید. زن گفت : همسرم جوان است و گاه گاه با کلامی زشت مرا می رنجاند او مرد لایق و خوبی است و...

ادامه مطلب »

داستان های شیوانا پل

داستان های شیوانا پل

داستان های شیوانا پل پسري جوان از شهري دور به دهكده شيوانا آمد و به محض ورود به دهكده بلافاصله سراغ مدرسه شيوانا را گرفت و نزد او رفت و مقابلش روي زمين مودبانه نشست و گفت : از راهي دور به دنبال يافتن جوابي چندين ماه است كه راه مي روم و همه گفته اند كه جواب من نزد...

ادامه مطلب »

داستان های شیوانا پرش بلند

داستان های شیوانا پرش بلند

داستان های شیوانا پرش بلند مردي در دهکده ی شیوانا زندگی میکرد که علاقه ی شدیدی به پریدن داشت او هر روز از ارتفاع پنج متري روي زمين مي پريد و هيچ اتفاقي براي او نمي افتاد او هرگاه مي خواست از ارتفاع به سمت پايين بپرد نگاهش را به سوي آسمان مي كرد و از كائنات مي خواست تا...

ادامه مطلب »

داستان های شیوانا عشق بی وفا

داستان های شیوانا عشق بی وفا

داستان های شیوانا عشق بی وفا روزی شیوانا پیر معرفت یکی از شاگردانش را دید که زانوی غم بغل گرفته و گوشه ای غمگین نشسته است شیوانا نزد او رفت و جویای حالش شد شاگرد لب به سخن گشود و از بی وفائی یار صحبت کرد و اینکه دختر مورد علاقه اش به او جواب منفی داده و پیشنهاد ازدواج...

ادامه مطلب »

داستان های شیوانا مقصر خودتی

داستان های شیوانا مقصر خودتی

داستان های شیوانا مقصر خودتی مردي جوان نزد شيوانا آمد و به او گفت كه از همسرش به خاطر شيطنت هايش راضي نيست! و مي خواهد از او جدا شود و همسر ديگري اختيار كند! چرا كه او افسر گارد امپراتور است و بايد همسر و فرزندانش وقار خاصي داشته باشند اما همسر جوانش بي پروا و جسور است و...

ادامه مطلب »

داستان های شیوانا اسب پیر

داستان های شیوانا اسب پیر

داستان های شیوانا اسب پیر مرد ثروتمندی در دهکده ای دور از محل زندگی استاد شیوانا زمین های زیادی داشت و تعداد زیادی کارگر را همراه با خانواده شان روی این زمین ها به کار گرفته بود برای اینکه بتواند این کارگران را وادار به کار بیش از اندازه  کند یک سرکارگر خشن و بیرحم را به عنوان نماینده خود...

ادامه مطلب »

اتفاق محال از داستان های شیوانا

اتفاق محال از داستان های شیوانا

اتفاق محال از داستان های شیوانا روزی استاد شیوانا از مقابل مدرسه ای عبور می کرد پسر جوانی را دید که غمگین و افسرده بیرون مدرسه به درختی تکیه کرده و به افق خیره شده است شیوانا کنار او رفت و جویای حالش شد و دلیل ناراحتیش را پرسید پسر جوان گفت : حضور در این مدرسه نیاز به پول...

ادامه مطلب »

داستان های شیوانا مزد چاه کن

داستان های شیوانا مزد چاه کن

داستان های شیوانا مزد چاه کن در دهکده ی محل سکونت شیوانا مردی چاه کن بود که به همراه دو پسرش چاه حفر می کرد و با انجام این کار امور زندگی اش را می گذراند زمانی که لازم شد در مدرسه شیوانا چاه آبی حفر شود از مرد چاه کن و پسرانش برای این کار دعوت شد در ازای...

ادامه مطلب »

داستان های شیوانا پیرمرد مریض

داستان های شیوانا پیرمرد مریض

داستان های شیوانا پیرمرد مریض مرد جوانی پدر پیرش بشدت مریض شد و در حالت مرگ و زندگی بسر می برد مر د جوان چون وضع بیماری پیرمرد را اینگونه دید او را در گوشه جاده ای رها کرد و از آنجا دور شد پیرمرد ساعت ها کنار جاده افتاده بود و به زحمت نفس های آخرش را می کشید...

ادامه مطلب »

داستان های شیوانا درس معرفت

داستان های شیوانا درس معرفت

داستان های شیوانا درس معرفت روزی از روزی ها استاد شیوانا مشغول آموختن درس به شاگردانش بود ناگهان مردی با تکبر وارد مجلس استاد شد و خطاب به شیوانا گفت که او یکی از مامورین عالی رتبه امپراتور است و آمده تا از بیانات استاد بزرگ معرفت درس بگیرد شیوانا با تبسم پرسید : جناب امپراتور شما را به چه...

ادامه مطلب »

داستان جالب مرد ثروتمند از شیوانا

داستان جالب مرد ثروتمند از شیوانا

داستان جالب مرد ثروتمند از شیوانا در دهکده ی محل زندگی شیوانا مردی زندگی می کرد که ثروت زیادی داشت اما با وجود ثروت زیادش همیشه بر سر خرید کالا با فروشندگان مشکل داشت و اظهار می کرد که پول کافی ندارد روزی در بازار به خاطر همراه نداشتن پول کافی به مشکل خورده بود و تا شیوانا را در...

ادامه مطلب »

مبارزه با غرور یکی از داستان های زیبای شیوانا

مبارزه با غرور یکی از داستان های زیبای شیوانا

مبارزه با غرور یکی از داستان های زیبای شیوانا به شاگردان مدرسه شیوانا به جز معرفت و علم هنرهای رزمی نیز آموزش داده می شد شیوانا همیشه اظهار می کرد که در طول عمر حتی اگر مهارت رزمی یک بار برای کمک شخص یا خانواده اش یا انسان های نیازمند به کار گرفته شود پس ارزشی همسنگ جان یک یا...

ادامه مطلب »

داستان های شیوانا چقدر خدا دارید ؟

داستان های شیوانا چقدر خدا دارید ؟

داستان های شیوانا چقدر خدا دارید ؟ زن و شوهری به مدسه شیوانا رفتند و تقاضای ملاقات با استاد را کردند زمانی که نزد شیوانا رفتند از شیوانا در مورد بد رفتاری فرزندانشان کمک خواستند مرد گفت : من و همسرم همیشه به خداوند معتقد بوده ای اماچهار فرزندم مسائل اخلاقی را رعایت نمی کنند و باعث آبرو ریزی برای...

ادامه مطلب »

محبت بی منت یکی از داستان های شنیدنی شیوانا

محبت بی منت یکی از داستان های شنیدنی شیوانا

محبت بی منت یکی از داستان های شنیدنی شیوانا پیرمرد ثروتمندی به سختی بیمار بود و با وجود این که چندین پسر و دختر بزرگ داشت اما هیچ کدام سراغی از پدر و مادر پیر و بیمار خود نمی گرفتند این پیرمرد ثروتمند باغبان جوانی داشت که خود را دلسوز و غمخوار زن و شوهر پیر معرفی و از آنها...

ادامه مطلب »