تبلیغات

خانه » سبک زندگی » ارتباط ازدواج با سلامت جنسی زوجین [راهنمای کاربردی]

ارتباط ازدواج با سلامت جنسی زوجین [راهنمای کاربردی]

ارتباط ازدواج با سلامت جنسی زوجین [راهنمای کاربردی]

ارتباط ازدواج با سلامت جنسی

نمکستان» پیش از پاسخگویی به این پرسش که “ارتباط ازدواج با سلامت جنسی چیست؟“ باید دید که اصولاً “سلامت جنسی” به چه معناست. یکی از تعاریفی که اجماعی نسبی در مورد آن وجود دارد و توسط سازمان بهداشت جهانی انتشار یافته، از این قرار است:

 “سلامت جنسی عبارت است از رفاه و آسایش فیزیکی، هیجانی، روانی و اجتماعی در امور مرتبط با جنسیت و نه فقط فقدان بیماری، اختلال عملکرد یا ناتوانی”

 همین تعریف در ادامه تصریح می کند که “سلامت جنسی نیازمند برخورد مثبت و توام با احترام به جنسیت و روابط جنسی و در عین حال امکان برخورداری از تجارب لذتبخش و ایمن جنسی، به دور از اجبار، تبعیض و خشونت است”

همانگونه که ملاحظه می شود، در این تعریف به ابعاد مختلف سلامت؛ یعنی ملاحظات زیست شناختی، روانشناختی و اجتماعی موضوع اشاره شده است. اجازه دهید به شکل مجزا نگاهی به این ابعاد داشته باشیم. در بعد جسمانی شاید بتوان دو کارکرد عمده برای دستگاه تناسلی در انسان متصور بود:

  • نخست، امکان پذیر ساختن تعامل با شریک جنسی؛ و
  • دوم، فراهم آوردن امکان باروری و تداوم نسل.

صرف نظر از مشکلات سرشتی یا مادرزادی یا اختلالات کالبدی و ژنتیک، هر دو کارکرد عمده تناسلی و جنسی در انسان رابطه ای تنگاتنگ با نحوه تحلیل، تصمیم گیری، تجارب و سبک زندگی او دارد. اجازه دهید موضوع را کمی بازتر کنیم. دستگاه تناسلی انسان، چه به لحاظ کالبدشناسی و چه از نظر کارکردی، با دنیای خارج در ارتباط است. بنابراین در صورت عدم رعایت برخی اصول بهداشتی، بالقوه آسیب پذیر است.

آسیب پذیری دستگاه تناسلی انسان با شروع روابط جنسی او بسیار جدی تر از قبل می شود و عملاً وقتی فردی با فرد دیگر وارد رابطه جنسی می شود، با تمام گذشته جنسی او وارد رابطه شده است. به این ترتیب، احتمال انتقال اجرام عفونی بیماری زا نیز وجود دارد. اما فعالیت جنسی در چارچوب تشکیل خانواده و ازدواج و رعایت تعهد در روابط جنسی، این آسیب پذیری را به حداقل می رساند.

آلوده شدن به عوامل بیماری زای باکتریایی یا ویروسی، علاوه بر عوارض و گرفتاری های مرحله حاد بیماری، می تواند تا پایان عمر (حداقل با دانش و فناوری امروز بشر) فرد را همراهی کند. آلودگی به این عوامل بیماری زا، چه به شکل حاد و چه در اشکال مزمن، می تواند باعث به خطر افتادن فرایند باروری و یا تهدید محصول حاملگی، یعنی جنین یا نوزاد شود.

فعالیت جنسی در چارچوب ازدواج و تشکیل خانواده و همچنین رعایت تعهد در روابط جنسی، این آسیب پذیری را کنترل می کند. از طرفی نشان داده شده است که سبک زندگی نامناسب، علاوه بر آنکه سلامت همه سیستم های بدن را تهدید می کند، به شکل خاص می تواند بر کارکرد جنسی فرد اثر گذار باشد. در این خصوص، شواهد پژوهشی قوی تری، به ویژه در مورد کارکرد جنسی آقایان، ارائه شده است. عوامل خطر پدیده تصلب شرایین (مانند مصرف دخانیات، چربی خون بالا، فشار خون بالا، دیابت و…) کاملاً با بروز اختلال عملکرد جنسی در ارتباط هستند.

 یک ازدواج موفق، در اغلب موارد، متضمن یک سبک زندگی سالم تر است که با ادامه کارکرد مناسب جنسی در طول زندگی همراه است. مطالعات نشان می دهند که این افراد نه تنها برای الگوی زندگی و تغذیه ای بهتر، همراه و مشوق دارند؛ بلکه توصیه های بهداشتی و دستورهای پزشکان معالج را نیز جدی تر تلقی و متابعت می کنند.

در ابعاد سلامت روان و سلامت اجتماعی نیز باید در نظر داشت که انسان موجودی اجتماعی است، لذا آرامش روانی او در بستر روابط انسانی و اجتماعی تامین می شود. اگرچه والدین و خواهران و برادران طی دو دهه اول زندگی عمده نیاز به این دلبستگی را تامین می کنند ولی دنیای بزرگسالان در عین فراهم آوردن زمینه استقلال از والدین، نوع دیگری از دلبستگی را طلب می کند که روابط عاطفی توام با تعهد، بهترین پاسخ به آن است.

روابط جنسی بعد از ازدواج نیز دیگر صرفاً پاسخگویی به یک نیاز غریزی نیست، بلکه فراتر از ابعاد فیزیکی، اوج تعلق خاطر، صمیمیت و دلبستگی دو نفر به یکدیگر تلقی می شود. پژوهش ها نشان داده اند که تعهد و مسؤولیت پذیری جنسی، عاطفی و اجتماعی نسبت به یک فرد با کاهش رفتارهای غیرمسؤولانه و پرخطر (همچون وابستگی به الکل و مواد روانگردان، بی بندوباری جنسی و…) که خود سلامت و طول عمر فرد را تهدید می کنند، همراه بوده است.

البته نباید فراموش کرد که این مزایا عمدتاً در چارچوب یک ازدواج مناسب و موفق حاصل می شود و اگر چه هر ازدواجی به ذات خود با درجاتی از ریسک یا پذیرش خطر همراه است، ولی می توان با تقید به برخی ملاحظات که احتمال یک انتخاب درست را بیشتر می کند، از میزان این خطرپذیری کاست.

شاید لازم باشد که در خصوص ترویج فرهنگ مشاوره پیش از ازدواج نیز اقدامات بیشتری انجام شود. اما نگرانی بجای دیگری که در ذهن بسیاری از جوانان وجود دارد، این است که بالاخره یافتن فردی که به لحاظ خصوصیات مختلف شخصیتی و فرهنگی و حتی نیاز و خواسته های جنسی کاملاً با من هماهنگ باشد، تقریباً امکان ناپذیر است.

 واقعیت نیز همین است و انسان ها چه به لحاظ ذاتی و چه بر اساس محیطی که در آن پرورش یافت هاند، تفاوت های قابل توجهی دارند. اما برای یک ازدواج موفق علاوه بر توجه به هماهنگی “نسبی “ در ابعاد مختلف، داشتن مهار تهای لازم برای گفتگو و مذاکره در مورد اختلاف ها و سپس کنترل تعارضات نیز به همان اندازه مهم است.

طبیعی است که انتخاب چندانی در ماهیت ژنتیکی یا حتی محیطی که در آن بزرگ می شویم، نداریم اما کسب مهارت های لازم برای تعامل مناسب و داشتن یک زندگی مشترک سالم، امری انتخابی است که باید برای آن سرمایه گذاری کنیم و نسبت به کمبودهای خود در این حوزه مسؤول هستیم.

پرسش دیگری که در این زمینه مطرح می شود، آن است که اصولا خویشتنداری در برابر وسوسه های جنسی تا چه حد در فرایند یک ازدواج سالم محقق می شود؟

در پاسخ باید گفت که اساسا نیاز جنسی یکی از اساسی ترین سائق های بشری است و البته”جنسینگی” (Sexuality) مفهومی به مراتب وسیع تر و شامل ابعاد فرهنگی، اجتماعی، تاریخی و… است. اما اگر تنها به بعد غریزی موضوع هم نگاه کنیم، شواهد علمی نشان می دهند که سرکوب نامحدود این سائق نیز همچون اجازه تاخت و تاز نامحدود به آن می تواند نابسامانی های روانی و رفتاری متعددی را با خود به همراه داشته باشد.

شاید به همین دلیل مکاتب الهی نیز با چنین امری موافق نبوده اند و چنین راهکاری نه تنها مورد تایید اسلام نیست، بلکه به تصریح قرآن کریم سایر ادیان نیز ارزش تلقی شدن موضوع رهبانیت را به شکل یک بدعت وارد آموزه های دینی نموده اند. به همین دلیل هم “خویشتنداری” در امور جنسی به شکل کلی تنها به عنوان یک راهبرد موقت برای عبور سالم تر فرد از دورانی که آمادگی پذیرش مسؤولیت یک زندگی مشترک را ندارد، قابل طرح است. بنابراین آنچه اصل است، زندگی جنسی در چارچوب یک تعهد دوطرفه است که ازدواج آن را فراهم می آورد و خویشتنداری پیش از ازدواج تنها راهبردی موقتی برای پیشگیری از آسیب های جسمی و روانی محتمل در این حوزه است.

بعد از ازدواج، خویشتنداری مفهوم دیگری پیدا می کند. پاسخ به نیاز جنسی در قالب ازدواج الزاماً این سائق سرکش را به تمامی مهار نمی کند. وسوسه های جنسی به شکل طبیعی تا پایان عمر با بشر همراه خواهند بود و بنابراین اگر انسان با کدهای اخلاقی نا آشنا باشد یا سبک زندگی مناسبی را اتخاذ نکرده باشد و مهارت های لازم برای حرکت در محدوده خط قرمزهای اخلاقی را کسب نکرده باشد (از جمله مهارت تصمیم گیری، نه گفتن و …)  در هر مقطع زمانی ممکن است دچار لغزش شود. لذا هیچ کس نباید خود را از چنین چالش هایی مصون بداند و مفهوم خویشتنداری به شکل خاص آن باید همواره در طول زندگی مد نظر باشد.

پرسش دیگری که در این زمینه مطرح می شود، آن است که افراد متاهل، به خصوص افرادی که تازه ازدواج کرده اند، برای برقراری یک رابطه جنسی سالم باید چه نکاتی را در آموزش های قبل از ازدواج فرا بگیرند؟

 در پاسخ به این پرسش نیز باید گفت که اصولا نمی توان به موضوع مهارت های لازم برای داشتن یک زندگی مشترک موفق صرفا به شکل جزیره ای نگاه کرد؛ مثلاً وقتی همسران نمی توانند در مورد اغلب موضوعات، یک مذاکره منطقی را پیش ببرند و به یک مصالحه توام با خیرخواهی برای زندگی مشترک خود دست یابند، چگونه متصور است که بتوانند به موضوع خواسته ها و نیازهای جنسی خود که صحبت کردن در مورد آن تابوهای فرهنگی خاص خود را دارد، بپردازند؟!

همچنین بخوانید:  چند راه تضمین شده برای تحریک جنسی همسرتان

یا مثلاً فردی که در کنترل تکانه خشم خود مشکل دارد، به احتمال قوی در برخورد با تکانه های جنسی نیز قدرت کنترل رفتاری کمتری دارد. به همین دلیل، همه این موارد باید به شکل یک بسته آموزشی حساب شده به جوانان ارائه شود و واقعیت این است که این کار باید از مدت ها قبل، به ویژه در دوران کودکی و نوجوانی، آغاز شده باشد. اینکه انتظار داشته باشیم جوان در آستانه ازدواج و به شکل تزریقی با ارائه چند ساعت کلاس و کارگاه به این مهارت ها دست یابد، خوش بینانه است. به هر حال، نباید از مداخلات موثر و مقرون به صرفه در این مقطع مهم زندگی غفلت کرد.

بسته آموزشی مناسب برای جوانان در آستانه ازدواج، حتی اگر تنها نیازمندی های سلامت جنسی را لحاظ کنیم، باید حداقل به این موارد پرداخته باشد:

  • مفاهیم پایه در خصوص “جنسینگی” (Sexuality) و لزوم احترام گذاشتن به تفاوت های فردی در این موضوع؛
  • مروری بر کالبدشناسی و زیست شناسی اندام های سیستم باروری و جنسی و اصلاح برخی باورهای غلط در این خصوص که گاه از ابتدای زندگی و اولین تماس های جنسی موجب بروز برخی تجارب ناخوشایند می شوند؛
  • نحوه تصمیم گیری و اقدام برای فرزندآوری؛
  • پاسخ جنسی در انسان و رفتار جنسی سالم و اصلاح باورهای نادرست در این خصوص که گاه دامنه رفتار جنسی زوجین را بیش از حد محدود می کند و به یکنواختی و کم شدن کیفیت رابطه جنسی بین آن دو منجر می شود؛
  • نکاتی در خصوص شرایط نخستین نزدیکی؛
  • توجه به شاداب نگه داشتن زندگی جنسی و احترام به ترجیحات جنسی یکدیگر و همچنین حقوق انسانی طرف مقابل در پذیرش یک رفتار جنسی؛
  • توجه به مفهوم تعهد و مسؤولیت پذیری در شرایط جدید زندگی و پیامدهای منفی جسمی، روانی و اجتماعی بی توجهی به آن، از جمله موضوع بیماری های منتقل شونده از راه تماس جنسی؛ و
  • لزوم کسب توانمندی هایی مثل مهارت ارتباط موثر و مذاکره، حل مساله، تصمیم گیری و کنترل تکانه که به طور عمومی برای حفظ زندگی مشترک و به شکل خاص برای حفظ کیفیت روابط عاطفی و جنسی الزامی هستند.

شاید بتوان “تعهد و مسؤولیت پذیری اخلاقی” را مهم ترین سنگ بنای حفظ و تداوم یک رابطه جنسی دانست. مخدوش شدن این اصل، آثار مخرب جدی بر زندگی جنسی و عاطفی زوجین دارد که گاه جبران ناپذیر است. بنابراین وقتی دو نفر با یکدیگر پیمان زناشویی می بندند، تعهد می کنند که در همه حال، چه به لحاظ جنسی و چه از نظر سایر وظایف خانوادگی و اجتماعی، احساس مسؤولیت کنند.

بخشی از این تعهد شامل آن است که اجازه ندهند عوامل آسیب رسان عاطفی و احساسی و همچنین عوامل بیماری زای عفونی به رابطه بین آن دو نفوذ کنند و به این ترتیب از سلامت روانی و جسمی خود و همسرشان محافظت نمایند.

اگر چه چنین عوامل تهدیدکننده ای تقریباً همیشه خانواده ها را تهدید می کرده است ولی باید بپذیریم که شرایط جدید زندگی و توسعه فناوری و تغییر در نحوه و وسعت تعاملات اجتماعی، این آسیب پذیری را افزایش داده است.

در چنین شرایطی به جای انفعال و اجازه دادن به عوامل آسیب رسان برای اثرگذاری بر روابط زناشویی، زوجین باید قادر باشند تا این مخاطرات بالقوه را شناسایی نموده و آنها را کنترل نمایند. به عبارتی فراگیر شدن یک فناوری مثل انواع رسانه های دیداری و شنیداری یا تعاملات ممکن در فضای مجازی نباید باعث شود تا اصول اخلاقی و تعهد دو طرف در یک رابطه زناشویی رنگ ببازد و نادیده گرفته شود. چنین امری مستلزم آن است که دو طرف نسبت به کلیه اعمال خود آگاهانه و مسؤولانه تصمیم بگیرند.

نکته مهم دیگر آن است که زوجین باید درک درستی از تعاملات جنسی بین زن و شوهر داشته باشند. متاسفانه چه فرهنگ سنتی ما و چه فضاسازی های رسانه ای و اغلب تجاری معاصر، رابطه جنسی بین زوجین را صرفاً در داشتن “نزدیکی جنسی خلاصه می کنند.

بخشی از این فضاسازی جدید به علت آن است که با اصل و محور قرار دادن این فعالیت که در ذات خود به برخی قابلیت های جسمی نیاز دارد، زمینه برای ایجاد دغدغه و نگرانی در مورد تناسب فیزیکی و کارکردی فراهم می شود و شرایط برای ایجاد تقاضا در بازار بزرگی که برای انواع محصولات تجاری در این حوزه به وجود آمده مهیا می گردد؛ در حالی که تعامل جنسی زوجین از کلام عاشقانه شروع می شود، یعنی تعاملی که باید در هر فرصت مناسبی بین آنها در جریان باشد و متاسفانه گاه در روابط زوجین به ویژه به شکل رایج تری از سوی مردان مورد کم توجهی قرار می گیرد.

علاوه بر تبادل کلامی، انواع تماس فیزیکی بین همسران نیز از جمله تعاملات جنسی آنها محسوب می شود که بر اساس مقتضیات زمانی و مکانی لازم است به آن پرداخته شود. متاسفانه در زندگی بسیاری از زوجین، در فاصله بین یک رابطه جنسی به شکل نزدیکی تا ارتباط بعدی هیچ اثری از سایر رفتارهای جنسی وجود ندارد.

بسیاری از زوجین حتی یک فعالیت جنسی به شکل معاشقه را صرفاً به عنوان مقدمه ای برای یک نزدیکی تلقی می کنند و هویت مستقلی برای آن قائل نیستند. به همین دلیل هم هنگامی که به دلایل مختلف مثل گرفتاری های شغلی و اجتماعی یا حتی موقتاً به واسطه بیماری، امکان داشتن رابطه به شکل نزدیکی فراهم نباشد، گاه تعامل جنسی زوجین برای مدتی به شکل کامل از زندگی مشترک حذف می شود. اگرچه ممکن است تصور شود که این شرایط می تواند اشتیاق جنسی زوجین به یکدیگر را افزایش دهد ولی در عمل اغلب به تخلیه شارژ عاطفی و جنسی دو طرف منجر می شود.

همان طور که قبلاً نیز اشاره شد، حفظ کارکرد جنسی مناسب از ملاحظات سلامت عمومی فرد قابل تفکیک نیست. بنابراین برای تداوم یک زندگی جنسی رضایت بخش، اتخاذ یک شیوه و سبک زندگی سالم ضروری است. سبک زندگی سالم باعث می شود سلامت ساختاری بدن، از جمله عروق و به ویژه شریان ها، سیستم عصبی، غدد درون ریز و… تا سنین بالاتری حفظ شود و این موضوع بر کارکرد جنسی فرد آثار جدی دارد.

نهایتاً آنکه مرور زمان می تواند بالقوه زندگی جنسی زوجین را تحت تاثیر قرار دهد. مسایلی همچون روزمرگی در الگوی زندگی خانواده و یکنواختی در تعامل جنسی (به ویژه اگر با برخی سرخوردگی ها و عدم رضایت هم همراه باشد)، بارداری و زایمان و تغییراتی که به دنبال آن در شرایط زندگی به وجود می آید و بالاخره محدودیت های فیزیکی یا روان شناختی به دنبال ابتلا به بیماری ها یا فرایند کلی افزایش سن از جمله تهدید کننده های سلامت جنسی هستند.

طبیعی است که در مواجهه با شرایط خاص باید به موقع از متخصص مربوطه یاری طلبید و همیشه می توان به ارتقای کیفیت زندگی جنسی زوجین کمک کرد ولی نباید فراموش شود که رضایت فرد از زندگی جنسی منوط به داشتن توقعات جسمی، روانشناختی و ارتباطی واقع گرایانه است. توقعات غیرواقع گرایانه باعث احساس ناامیدی، شکست و پریشانی خواهد شد.

تاکید بر قابلیت های جنسی بدون نقص باعث می شود فرد احساس سرخوردگی کند، در حالی که باید تغییرات ذاتی در کیفیت روابط زوجین را به شکل واقع بینانه به رسمیت شناخت و همزمان توجه داشت که روابط جنسی تنها قطعه ای مجزا از زندگی زناشویی نیستند، بلکه در زندگی روزمره زوجین ادغام شده اند و زندگی روزمره آنها نیز با تعاملات جنسی ترکیب شده تا سبک خاص زندگی جنسی آنها شکل بگیرد.

 لذا هر یک از زوجین در هر سن و سالی به جای تمرکز بر کارکرد و قابلیت های بدنی در روابط جنسی باید آن را یک عنصر خوب زندگی و بخشی ارزشمند از آسایش، صمیمیت، لذت و اعتماد به نفس تلقی کنند.

در همین حال، داشتن انتظارات جنسی واقع گرایانه و متناسب با سن و شرایط سلامت برای رسیدن به رضایت جنسی امری اساسی است. به عبارتی افراد باید بر دنیای اشباع شده از تصاویر کلیشه ای از مردانگی و زنانگی و جذابیت، معادل دانستن توانمندی جسمی با توانمندی جنسی و کمال گرایی در رابطه ای عاشقانه غلبه کنند و به جای تحت فشار قرار دادن خود و طرف مقابل برای کارکرد مناسب، بر لذت بخشیدن و گرفتن و سناریوهای جنسی متنوع و انعطاف پذیر تمرکز نمایند.

منبع: دکتر سید علی آذین. ازدواج چه ربطی دارد به سلامت جنسی؟ در کتاب ازدواج +۱۸: ۱۸ سوال و جواب درباره رابطه ازدواج و سلامت. تهیه و تنظیم دکتر محمد کیاسالار و سمیه شرافتی. تهران: جوان، ۱۳۹۵

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*