چقدر باید نگران کرونا ویروس باشیم؟
چقدر باید نگران کرونا ویروس باشیم؟
یكی از متداول ترین سؤالات از متخصصان بهداشت در مورد کرونای جدید این سوال است: چقدر باید نگران باشم؟

انتخاب: یکی از متداول ترین سؤالات از متخصصان بهداشت در مورد کرونای جدید این سوال است: چقدر باید نگران باشم؟ این سوال به دو دلیل یک سوال پیچیده است. نکته اول این است که در حالی که دانش جهانی از Covid-19 یا بیماری ناشی از کرونای جدید ، هر روز در حال رشد است ، اما این بیماری هنوز ناشناخته است. به نظر می رسد بسیاری از موارد خفیف یا بدون علامت هستند و تشخیص این که ویروس تا چه میزان گسترده شده است و یا چه مقدار کشنده است ، دشوار است. نکته دوم این که ، بیشتر این خطر نه از خود ویروس بلکه از چگونگی تأثیر آن بر جوامع مختلف ناشی می شود.

مکس فیشر روزنامه نگار و تحلیلگر نیویورک تایمز معتقد است برای بیشتر افراد ، این بیماری احتمالاً کشنده نیست. مقامات بهداشتی تمایل دارند که شدت خطرناک بودن این بیماری را هم رتبه با آنفولانزای شدید فصلی طبقه بندی کنند. حتی در سطح یک بیماری عالم گیر جهانی ، انتظار می رود کرونا کمتر از ویروس آنفولانزا کشنده باشد. تاکنون داده ها حاکی از آن است که اگر کرونای ملایم بگیرید، هیچ نیازی به بستری شدن در بیمارستان ندارید.

تصور می شود که کرونا برای افراد بالای ۷۰ سال یا با شرایط سلامتی ضعیف تر مثل ابتلا به دیابت بسیار خطرناک است. در مورد آنفولانزا نیز همین خطرات صادق است. اما از آنجا که کرونا به طور گسترده و سریع گسترش می یابد ، می تواند سیستم های بهداشتی محلی را به گونه ای متفاوت تر از آنفولانزا درگیر کند.

تصور می شود که علت میزان مرگ و میر غیر عادی و بالا در هوبی (منطقه ای در چین که ویروس کرونا ابتدا از آن جا گسترش یافته است)، عدم آمادگی مسئولان برای شیوع بوده است. یعنی عدم آمادگی تخت های بیمارستانی، عدم آمادگی کادر درمانی و مواردی مشابه. این به این معنی است که بسیاری از افراد در چین، اگر با مراقبت های مناسب رو به رو می شدند، احتمالا زنده مانده بودند. در کره جنوبی ، جایی که مقامات بهتر آماده شدند ، میزان مرگ و میر تا کنون کمتر بوده است.

اما شیوع این بیماری ، همراه با اقدامات برای مهار آن ، مشکلاتی را ایجاد می کند که حتی بدترین آنفولانزا نیز ایجد نمی کند. رکود اقتصادی ، اختلال در زنجیره تأمین ، تعطیلی مدارس ، محدودیت حمل و نقل عمومی و سیاست های اجباری دورکاری، همگی از عوارض این ویروس هستند که حتی اگر مبتلا نباشید مجبورید تحمل کنید.

چقدر باید نگران باشیم؟

فیشر می گوید: بگذارید با یک حکایات شخصی جواب بدهم. در اوایل ماه دسامبر ، من با علائمی که مشابه کرونا بود بیمار شدم و هفته ها با ذات الریه در رختخواب بودم و در هنگام برخی از حرکات، در تنفسم مشکل پیدا می کردم. این حس بیماری ناخوشایند و مخرب بود. اما من اساساً خوب بودم ملاقات های پزشکی و تجویز به موقع داروها به من اطمینان داد که با وجودعلائم فعلی، خطر جدی تهدیدم نمی کند.

خانواده و دوستانم به من کمک کردند مسائل بهداشتی را رعایت کنم، همکارانم همین کار را در محل کار انجام دادند. در نتیجه تأثیر منفی من بر بهداشت اجتماعی ، اقتصاد و بهداشت عمومی ناچیز بود. من سن بالایی ندارم و بیماری زمینه ای هم نداشتم بنابراین به سرعت بهبود یافتم در غیر این صورت ممکن بود در بیمارستان بستری شوم یا خطر مرگ تهدیدم کند. تاثیر بیماری من بر اجتماع واقعا اندک بود . اما وقتی جامعه به یکباره هزاران یا دهها هزار مورد مشابه من را پذیرا باشد یک خطر سیستماتیک رخ خواهد داد و وضعیت این حجم بیمار با من یک نفر متفاوت خواهد شد.

سناریویی را در نظر بگیرید که در آن بیماری نسبتاً خفیف من نه تنها من، بلکه بیشتر جامعه را تحت تأثیر قرار داده است. دفتر بهداشت و درمان محلی من نتوانسته است سریع معاینه ام کند و اطلاعاتم کم است. درست است که حتی با این شرایط هم در نهایت خوب می شدم اما حجم نگرانی من بسیار بیشتر بود. اما همسایگان من که پیرتر هستند یا شرایط بهداشتی و درمانی توصیف شده، ممکن است نیاز به بستری داشته باشند. آنها ممکن است در معرض خطر مرگ قرار بگیرند، به ویژه اگر بیمارستان های موجود در سطح شهر پذیرش کافی نداشته باشند.

همچنین بخوانید:  ویروس کرونا برای کودکان چقدر خطرناک است؟

در تجربه شخصی من، دوستان و خانواده ام به من کمک کردند تا بیماری مهار شود اما اگر ناگهان تعداد زیادی از افرد بیمار شوند یا با بیماران سر و کار داشته باشند شرایط کاملا تغییر می کند. تصور کنید که اگر بیشتر افراد خانواده شما یا جامعه مریض باشند، چه فردی قرار است مسئولیت مراقبت از فرزند شما یا مسئولیت مراقبت از سالمندان را بر عهده بگیرد؟ چقدر باید برای دیگران تلاش کنید؟ در کشورهایی که شیوع عمده دارند ، تقریباً همه افراد یک خانواده درگیر بیماری می شوند.

در ایتالیا و ژاپن ، تعطیلی مدرسه ها والدین را ملزم ساخته است که هفته ها در کنار فرندانشان خانه بمانند. این هزینه اقتصادی برای خانواده هایی است که مجبور شده اند کار خود را موقتا ترک کنند یا برای مدرسه رفتن و کلاسهای فرزندانشان هزینه زیادی را متحمل شده اند. محدودیت های حمل و نقل و سایر اقدامات مشابه نیز سختی های بیشتری را به همراه می آورد ، خصوصاً برای کارگران نیمه وقت که نمی توانند در زمان مرخصی حقوق بگیرند شرایط سخت تر خواهد شد.

اختلالات اقتصادی نیز می تواند شدید باشد.اگر کارفرمایان ما با کمبودهای بزرگی در بخش نیروی انسانی مواجه شوند به هر حال در بخش تولید و خدمات به بن بست می خورند و این موضوع می تواند مانع از رشد اقتصادی باشد. اگر اختلالات زنجیره تأمین بدتر شود ، یافتن محصولاتی که به قطعات یا مواد کشورهای آسیب دیده متکی است نیز به مرور سخت تر می شود. این همان موضوعی است که اخیرا شرکت های فناوری را درگیر خود کرده است.

شاید سازنده در خرید قطعات از تامین کنندگان خود در آسیا مشکل داشته باشد. شاید شرکت های بازاریابی در ایتالیا مشتری های خودرا از دست بدهند و بسیاری از موارد مشابه. این مشکلات می تواند تأثیر دومینویی داشته باشد زیرا عرضه و تقاضای جهانی در سطح کلان کاهش می یابد. کاهش تولیدات جهانی ، حتی در کوتاه مدت به معنای اخراج برخی نیروها است و دولت ها نیز درآمد مالیاتی کمتری برای تأمین اعتبار شبکه های تأمین اجتماعی خواهند داشت. در عین حال ، اپیدمیک شدن یک بیماری به معنای این است که تقریباً همه جامعه نیازمند سیستمهای بهداشتی، مراقبت از کودکان، مراقبت از سالمندان و … هستند که همین موضوع نیز هزینه بالایی می طلبد.

مشکل نابربری شرایط

تأثیر مستقیم ویروس بر سلامتی شما به اطلاعات مهم زندگی شما ، مانند سن بستگی دارد ، هرگونه خطر سیستمیک ناشی از شیوع بیماری نیز بستگی به شرایط کشور شما دارد. اگر در جایی زندگی می کنید که سیستم دولتی مناسب و مراقبت های بهداشتی فراوان و منابع اقتصادی خوبی داشته باشد ، احتمالاً خطر برای شما کمتر است. کشورهای توسعه یافته بهتر خواهند توانست هرگونه فشار اقتصادی و اجتماعی را دفع کرده و در صورت بیمار شدنتان ، مراقبت های مناسب را برای شما تضمین کنند. شرایط بیماران در ایتالیا یا ژاپن بهتر از کشورهای توسعه نایافته است.

اما اگر در جایی زندگی می کنید که دولت و جامعه عملکرد ضعیف تری دارند ، احتمالاً عواقب بیماری برای شما بیشتر خواهد بود و فشار بیشتری نیز بر افراد و خانواده ها وارد می شود. افزون بر این، ممکن است رکود اقتصادی نیز دردناکتر بوده و دوام بیشتری داشته باشد.کارگران پاره وقت مانند پیکهای رستوران ها یا رانندگان اوبر عواقب بیشتری را تجربه خواهند کرد چرا که تعطیلی سرویس ها احتمالاً بدون پرداخت خسارت خواهد بود. مردم کشورهای ضعیف ممکن است آسیب پذیرتر باشند چرا که در صورت ضعف خدمات بهداشتی خانواده ها قادر به هزینه های اضافی برای تهیه اقلام مورد نیاز و پیشگیرانه نیستند.

چنان که اغلب اوقات اتفاق می افتد ، افرادی که در کشورهای ثروتمند زندگی می کنند یا خودشان ثروتمند هستند یا از حمایت خوبی در محل کار و اجتماع برخوردارند. برای بسیاری از آنها ، احتمالاً خطر سیستمیک شیوع کرونا محسوس است اما فاجعه بار ارزیابی نمی شود. بنابراین ساده ترین تفسیر این است که فشار این ویروس روی طبقه فقیر و کارگر بیشتر از طبقه مرفه است. به عبارت دیگر ویروس کرونا باز هم همان داستان ناعدالتی بین طبقات اجتماع را تکرار می کند.