javascript hit counter

تبلیغات

خانه » اشعار حافظ (صفحه 4)

اشعار حافظ

حافظ مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست

حافظ مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست که به پیمانه کشی شهره شدم روز الست من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق چارتکبیر زدم یک سره بر هر چه که هست حافظ مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست می بده تا دهمت آگهی...

ادامه مطلب »

حافظ خیال روی تو در هر طریق همره ماست

حافظ خیال روی تو در هر طریق همره ماست خیال روی تو در هر طریق همره ماست نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست به رغم مدعیانی که منع عشق کنند جمال چهره تو حجت موجه ماست حافظ خیال روی تو در هر طریق همره ماست ببین که سیب زنخدان تو چه می‌گوید هزار یوسف مصری فتاده در چه ماست...

ادامه مطلب »

حافظ چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست

حافظ چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست سخن شناس نه‌ای جان من خطا این جاست سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید تبارک الله از این فتنه‌ها که در سر ماست حافظ چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم...

ادامه مطلب »

حافظ دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست

حافظ دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست که شنیدی که در این بزم دمی خوش بنشست که نه در آخر صحبت به ندامت برخاست حافظ دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست شمع اگر زان لب خندان به...

ادامه مطلب »