javascript hit counter

تبلیغات

خانه » داستان کوتاه » داستان های ملا نصرالدین

داستان های ملا نصرالدین

داستان های ملا نصرالدین: سوزن لرزان

داستان های ملا نصرالدین: سوزن لرزان نمکستان» در این پست یکی دیگر از داستان های ملا نصرالدین را برایتان نقل می کنیم. اسم این داستان سوزن لرزان است. روزی ملانصرالدین در بازار مشغول گشت و گذار بود. سرش را به راست و چپ برگرداند و دوستان خود را در حال خرید و فروش و چانه زدن دید. ملا شلوغ پلوغی...

ادامه مطلب »

داستان های ملا نصرالدین: ماجرای پیدا کردن دزد از دم الاغ!

داستان های ملا نصرالدین: ماجرای پیدا کردن دزد از دم الاغ! نمکستان» مدتی است که داستان های ملا نصرالدین را در این سایت برایتان منتشر می کنیم. در این پست داستان جالب و خنده داری از ملا نصرالدین به نام “پیدا کردن دزد از دم الاغ” را برایتان آماده کرده ایم. با خواندن این داستان متوجه می شویم که ملا چگونه...

ادامه مطلب »

الاغ از مادرت اطاعت کن! ماجرای جالب ملا نصرالدین در خریدن الاغ

الاغ از مادرت اطاعت کن

الاغ از مادرت اطاعت کن! ماجرای جالب ملا نصرالدین در خریدن الاغ   نمکستان» این داستان کوتاه ماجرای عجیب ملا نصرالدین است که در بازار الاغ فروش ها، الاغ جوان و سفیدی را می خرد ولی آن الاغ تبدیل به یک مرد جوان می شود. صدای هاش و هون زیادی در اطراف ملانصرالدین، که در بازار الاغ فروشان ایستاده بود، به...

ادامه مطلب »

داستان های ملا نصرالدین: بالا و پایین منار

داستان های ملا نصرالدین: بالا و پایین منار نمکستان» در پست قبلی داستان “الاغ از مادرت اطلاعت کن!” را از ملا نصرالدین نقل کردیم. در این پست یکی از داستان های جذاب او به نام بالا و پایین منار را برایتان در نظر گرفتیم. امیدواریم از آن خوشتان آمده باشد. ملانصرالدین سر به آسمان بلند کرد و به آفتاب سوزان...

ادامه مطلب »