پنج شنبه, 1 مهر , 1400
داستان های عاشقانه شیوانا - نمکستان
داستان های استاد شیوانا : نگران تر از خودش نباش! 14 سپتامبر 2015

داستان های استاد شیوانا : نگران تر از خودش نباش!

داستان های استاد شیوانا : نگران تر از خودش نباش! شیوانا همراه کاروانی از راهی می گذشت. در این سفر با مردی تاجر هم سفر بود که به قصد تجارت با تنها پسرش سفر می کرد.

داستان های استاد شیوانا : عشق یعنی انجام ندادن ! 21 جولای 2015

داستان های استاد شیوانا : عشق یعنی انجام ندادن !

داستان های استاد شیوانا : عشق یعنی انجام ندادن ! شیوانا با دوتن از شاگردانش همراه کاروانی به شهری دور می رفتند. با توجه به مسافت طولانی راه و دوری مقصد ، طبیعی بود که بسیاری از مردان کاروان بدون همسرانشان و تنها سفر می کردند و وقتی به استراحتگاهی می رسیدند بعضی از مردان […]

داستان های استاد شیوانا : استاد قلابی 26 ژوئن 2015

داستان های استاد شیوانا : استاد قلابی

داستان های استاد شیوانا : داستان استاد قلابی روزی برای شیوانا خبر آوردند که در معبدی در ده مجاور فردی ادعا می کند که استاد شیواناست و درس معرفت را او به شیوانا آموخته است

داستان کوتاه تمام لذت دنیا | داستان های استاد شیوانا 28 آوریل 2015

داستان کوتاه تمام لذت دنیا | داستان های استاد شیوانا

شیوانا | داستان شیوانا | داستان کوتاه تمام لذت دنیا در یکی از روزها شیوانا پیر معرفت از روستایی می گذشت که به دو کشاورز بر خورد می کند. هر یک از او می خواهند که دعایی برایشان داشته باشد.

داستان کوتاه آن یک نفر | داستان های شیوانا استاد معرفت 05 آوریل 2015

داستان کوتاه آن یک نفر | داستان های شیوانا استاد معرفت

داستان های شیوانا ، داستان کوتاه آن یک نفر در روزی از روزهای سر و سوزناک زمستان شیوانا از جاده خارج دهکده به سمت روستا در حرکت بود. در کنار جاده تجمعی دید و وقتی نزدیک شد.

داستان کوتاه زخم زبان / داستان های شیوانا استاد معرفت 08 مارس 2015

داستان کوتاه زخم زبان / داستان های شیوانا استاد معرفت

داستان کوتاه زخم زبان / داستان های شیوانا استاد معرفت شیوانا در مدرسه نشسته بود که با دیدن صحنه ای عجیب جا خورد . زن و دختر جوانی پیرمردی را کشان کشان نزد او آوردند

ماوراء یا دقت در دنیای واقعی / داستان های استاد شیوانا 20 فوریه 2015

ماوراء یا دقت در دنیای واقعی / داستان های استاد شیوانا

روزي شيوانا به همراه مريدانش درجاده اي خارج شهر راه مي سپردند. ناگهان شيوانا متوقف شد و از شاگردان عذر خواست و به كنار جاده دويد.

نشانه عشق از سری داستان های شیوانا 06 ژانویه 2015

نشانه عشق از سری داستان های شیوانا

نشانه عشق از سری داستان های شیوانا پسری جوان که یکی از مریدان شیفته شیوانا بود، چندین سال نزد استاد درس معرفت و عشق می آموخت. شیوانا نام او را “ابر نیمه تمام” گذاشته بود و به احترام استاد بقیه شاگردان نیز او را به همین اسم صدا می زدند.

داستان های شیوانا پرش بلند 05 جولای 2013

داستان های شیوانا پرش بلند

داستان های شیوانا پرش بلند مردي در دهکده ی شیوانا زندگی میکرد که علاقه ی شدیدی به پریدن داشت او هر روز از ارتفاع پنج متري روي زمين مي پريد و هيچ اتفاقي براي او نمي افتاد او هرگاه مي خواست از ارتفاع به سمت پايين بپرد نگاهش را به سوي آسمان مي كرد و […]

داستان های شیوانا پل 30 ژوئن 2013

داستان های شیوانا پل

داستان های شیوانا پل پسري جوان از شهري دور به دهكده شيوانا آمد و به محض ورود به دهكده بلافاصله سراغ مدرسه شيوانا را گرفت و نزد او رفت و مقابلش روي زمين مودبانه نشست و گفت : از راهي دور به دنبال يافتن جوابي چندين ماه است كه راه مي روم و همه گفته […]

داستان های شیوانا معنای عشق واقعی 26 ژوئن 2013

داستان های شیوانا معنای عشق واقعی

داستان های شیوانا معنای عشق واقعی روزي يكي از خانه هاي دهكده شیوانا آتش گرفته بود زن جواني همراه شوهر و دو فرزندش در آتش گرفتار شده بودند شيوانا و بقيه اهالي براي كمك و خاموش كردن آتش به سوي خانه شتافتند وقتي به كلبه در حال سوختن رسيدند و جمعيت براي خاموش كردن آتش […]

اشک از مجموعه داستان های شیوانا 10 ژوئن 2013

اشک از مجموعه داستان های شیوانا

اشک از مجموعه داستان های شیوانا زن جوانی همراه همسرش کنار دیوار ایستاده بود و به شدت اشک می ریخت شیوانا از مقابل آنها عبور کرد وقتی گریه زن را دید ایستاد و علت را از او پرسید. زن گفت : همسرم جوان است و گاه گاه با کلامی زشت مرا می رنجاند او مرد […]

داستان های شیوانا مقصر خودتی 26 مه 2013

داستان های شیوانا مقصر خودتی

داستان های شیوانا مقصر خودتی مردي جوان نزد شيوانا آمد و به او گفت كه از همسرش به خاطر شيطنت هايش راضي نيست! و مي خواهد از او جدا شود و همسر ديگري اختيار كند! چرا كه او افسر گارد امپراتور است و بايد همسر و فرزندانش وقار خاصي داشته باشند اما همسر جوانش بي […]

داستان های شیوانا عشق بی وفا 17 مه 2013

داستان های شیوانا عشق بی وفا

داستان های شیوانا عشق بی وفا روزی شیوانا پیر معرفت یکی از شاگردانش را دید که زانوی غم بغل گرفته و گوشه ای غمگین نشسته است شیوانا نزد او رفت و جویای حالش شد شاگرد لب به سخن گشود و از بی وفائی یار صحبت کرد و اینکه دختر مورد علاقه اش به او جواب […]

داستان های شیوانا اسب پیر 29 آوریل 2013

داستان های شیوانا اسب پیر

داستان های شیوانا اسب پیر مرد ثروتمندی در دهکده ای دور از محل زندگی استاد شیوانا زمین های زیادی داشت و تعداد زیادی کارگر را همراه با خانواده شان روی این زمین ها به کار گرفته بود برای اینکه بتواند این کارگران را وادار به کار بیش از اندازه  کند یک سرکارگر خشن و بیرحم […]