پنج شنبه, 1 مهر , 1400
داستان کوتاه کودکانه - نمکستان
داستان کوتاه انعکاس 27 دسامبر 2014

داستان کوتاه انعکاس

داستان کوتاه انعکاس پدر و پسری داشتند در کوه قدم میزدند که ناگهان پای پسر به سنگی گیر کرد به زمین افتاد و داد کشید : آی ی ی ی! صدایی از دور دست آمد : آی ی ی ی! پسرک با کنجکاوی فریاد زد : کی هستی؟ پاسخ شنید : کی هستی؟

داستان کوتاه و آموزنده تاجر میمون 13 اکتبر 2014

داستان کوتاه و آموزنده تاجر میمون

داستان کوتاه و آموزنده تاجر میمون روزی روزگاری در روستایی در هند مردی به روستایی‌ها اعلام کرد که برای خرید هر میمون 20 دلار به آنها پول خواهد داد ، روستایی‌ها هم که دیدند اطراف‌شان پر است از میمون به جنگل رفتند و شروع به گرفتن‌شان کردند

28 آگوست 2013

داستان کوتاه من کی هستم ؟

داستان کوتاه من کی هستم ؟ من دوشیزه مکرمه هستم وقتی زن ها روی سرم قند می سابند و همزمان قند توی دلم آب می شود من مرحومه مغفوره هستم وقتی زیر یک سنگ سیاه گرانیت قشنگ خوابیده ام من همسری مهربان و مادری فداکار هستم وقتی شوهرم برای اثبات وفاداری اش آگهی وفات مرا […]

20 آگوست 2013

داستان کوتاه کودکانه آرامش حریص

داستان کوتاه کودکانه آرامش حریص یک پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی می کردن پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی داشت پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت می دم در عوض تو همه شیرینی هاتو به من بده دختر کوچولو قبول کرد داستان […]

داستان کوتاه آموزنده پیدا کردن مردی خوشبخت برای درمان پادشاه 13 آگوست 2013

داستان کوتاه آموزنده پیدا کردن مردی خوشبخت برای درمان پادشاه

داستان کوتاه آموزنده پیدا کردن مردی خوشبخت برای درمان پادشاه نمکستان » داستان کوتاه زیبا و آموزنده در مورد خوشبختی ، در ادامه این داستان زیبا را مطالعه نمایید. سلطان بزرگی پس از اینکه گرفتار بیماری سختی شد گفت : نصف قلمرو پادشاهی‌ام را به کسی می‌دهم که بتواند مرا معالجه کند تمام طبیبان دور […]

داستان کوتاه جالب قایم باشک بازی دانشمندان در بهشت 19 مه 2013

داستان کوتاه جالب قایم باشک بازی دانشمندان در بهشت

داستان کوتاه جالب قایم باشک بازی دانشمندان در بهشت داستان کوتاه زیبا و علمی روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند آنها تصمیم گرفتند تا قایم باشک بازی کنند انیشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت او باید تا 100 می شمرد و سپس شروع به جستجو میکرد همه پنهان شدند الا […]