شنبه, 27 شهریور , 1400
داستان کوتاه از بزرگان - نمکستان
داستان کوتاه معجون آرامش 04 ژانویه 2015

داستان کوتاه معجون آرامش

داستان کوتاه معجون آرامش کسری انوشیروان از بزرگمهر خشمگین شد و دستور داد در سیاهچال به زنجیرش کنند چند روزی از این ماجرا گذشت ، کسری افرادی را فرستاد تا از حال بزرگمهر برایش خبر ببرند.

داستان کوتاه یک زندگی در خطر بود 08 اکتبر 2014

داستان کوتاه یک زندگی در خطر بود

داستان کوتاه یک زندگی در خطر بود آبراهام لینکلن در وسط جلسه سنا بود که بچه خوکی در جوی آب گرفتار شد از جلسه بیرون دوید و گفت : فعلا بحث را چند دقیقه نگه دارید، زود برمی گردم این کاری عجیب بود شاید پارلمان آمریکا هرگز به چنین دلیلی متوقف نشده بود

داستان کوتاه پند سقراط 29 سپتامبر 2014

داستان کوتاه پند سقراط

داستان کوتاه پند سقراط روزی سقراط حکیم معروف یونانی مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثراست علت ناراحتیش را پرسید ، پاسخ داد : در راه که می آمدم یکی از  آشنایان را دیدم سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت

12 سپتامبر 2013

داستان کوتاه انسان بزرگ

داستان کوتاه انسان بزرگ داستان کوتاه انسان بزرگ,داستان کوتاه آموزنده,داستان کوتاه انگلیسی,داستان کوتاه از بزرگان,داستان کوتاه بزرگان,داستان های کوتاه بزرگان,داستان کوتاه آموزنده از بزرگان, روزی روبرت دوونسنزو گلف باز بزرگ آرژانتینی پس از بردن مسابقه و دریافت چک قهرمانی لبخند بر لب مقابل دوربین خبرنگاران وارد رختکن می شود تا آماده رفتن شود پس از […]